حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٧ - ٩/ ٣ تمثل به شعر ابن مفرغ براى خارج شدن از مدينه
٩/ ٢ تمثّل به شعر فروه در پايان خطبه روز عاشورا
اگر دشمن را فرارى دهيم، كه از ديرباز، كار ما فرارى دادن دشمن بوده
و اگر هم به ظاهر مغلوب شويم، [چون حق با ماست،] هيچ وقت شكستخورده نيستيم.
عادت و خوى ما ترس نيست؛ ليكن
اجَلهاى ما و روزگار دولت ديگران رسيده است.
هرگاه [شتر] مرگ، سينهاش را از درِ خانه گروهى بردارد
بىگمان، آن را در كنار گروه ديگرى مىخوابانَد.
همين مرگ اشراف، قوم ما را نابود كرد
همان گونه كه پيشينيان را هم نابود كرد.
اگر پادشاهان عالم در اين دنيا جاودانه مىماندند، ما هم مىمانديم
و اگر بزرگان باقى مىماندند، ما هم باقى مىمانديم.
به شماتتكنندگان ما بگوييد كه دست بردارند
چرا كه آنان نيز مانند ما مرگ را ملاقات خواهند كرد.
٩/ ٣ تمثّل به شعر ابن مفرّغ براى خارج شدن از مدينه
ابو سعيد مَقبُرى مىگويد: امام حسين عليه السلام را ديدم كه به مسجد مدينه آمد، در حالى كه دو نفر همراهىاش مىكردند. گاهبهگاه، به يكى از آنها تكيه مىكرد و
به شعرهاى ابن مفرّغ، تمثّل مىجُست:
من، چوپانان را در سپيدهدمان نترساندهام
با شبيخون زدن، و مرا يزيد [بن مفرّغ] نخوانند
در آن روزى كه از ترس، دست در دست ظلم بگذارم
و از كمين مرگ [هراسناك] كنار بكشم.
پيشِ خود گفتم: به خدا سوگند، او به اين شعرها تمثّل نجُست، جز آن كه اراده كار مهمّى دارد. دو روز بعد، به من خبر رسيد كه امام عليه السلام به سوى مكّه حركت كرده است.