حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١ - ١/ ٤ آزادگى
١/ ٤ آزادگى
٤٦٦. الملهوف در بيان بر زمين افتادن حُرّ بن يزيد رياحى: او را نزد امام حسين عليه السلام آوردند. امام عليه السلام غبار از چهرهاش زدود و فرمود: «تو آزاده بودى، همان گونه كه مادرت تو را نام نهاد؛ آزاده در دنيا و آزاده در آخرت».
٤٦٧. الفتوح: سپس امام حسين عليه السلام هماورد طلبيد و هر كدام از قهرمانان را كه به سوى او مىآمد، مىكُشت تا آن كه تعداد بسيارى از آنان را كُشت. شمر بن ذى الجوشن كه خدايش لعنت كند با عدّه فراوانى پيش آمدند و همگى با هم با او جنگيدند. امام حسين عليه السلام نيز با آنان جنگيد تا آن كه ميان او و خيمهگاهش فاصله انداختند.
پس امام حسين عليه السلام بر آنان فرياد كشيد: «واى بر شما، اى پيروانِ خاندان ابو سفيان! اگر دين نداريد و از معاد نمىهراسيد، پس در اين دنيايتان آزاده باشيد و به [خوى] نياكانتان بازگرديد، اگر آنگونه كه مىگوييد، عرب هستيد».
پس شمر بن ذى الجوشن كه خدايش لعنت كند، فرياد برآورد: اى حسين! چه مىگويى؟
فرمود: «مىگويم: من با شما مىجنگم و شما با من مىجنگيد؛ ولى زنان كه گناهى ندارند. پس سركشان و نابخردانتان را از تعرّض به حرمم، تا زندهام، باز داريد».
شمر گفت: اى پسر فاطمه! حق با توست.
پس شمر بر يارانش بانگ زد و گفت: از حريم اين مرد، دور شويد و در پىِ خودش باشيد كه به خدا سوگند، او همتايى بزرگوار است».