حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦١ - ٨/ ٢٦ در بيان فضايل خود و پلشتى هاى دشمنان، در روز عاشورا
٨/ ٢٥ در وداع با دخترش سَكينه، در حالى كه او را به سينهاش چسبانده بود
اى دخترم، سكينه! بدان كه وقتى مرگ، مرا در بر گرفت
گريههاى تو طولانى خواهد شد.
با اشكهاى حسرتبارت، قلبم را
تا زمانى كه جان در بدن دارم، نسوزان.
آنگاه كه من كشته شدم، تو سزاوارترى
كه زنان براى گفتن تسليت، به گِردت جمع شوند، اى بهترينِ زنان!
٨/ ٢٦ در بيان فضايل خود و پَلشتىهاى دشمنان، در روز عاشورا
اين قوم، كافر شدند و پيش از اين نيز
از پاداش پروردگار انس و جن، روىگردان بودند.
پيش از اين، على و نيز فرزندش
حسن را، كه از دو طرف (پدر و مادر) كريم بود، به كينه كشتند.
و اينك با كينه و خشم مىگويند: جمع شويد
تا همگى بر حسين بتازيم.
واى بر اين قوم، از دست اين مردم پست
كه براى كشتن اهل دو حرم، لشكر آراستهاند.
آنها براى نابودى من، به همديگر سفارش مىكنند
و براى رضاى دو ملحد (ابن زياد و يزيد) به راه افتادهاند.
در ريختن خون من از خدا نمىترسند
براى [رضايت] عبيد اللّه، از نسل دو كافر.
ابن سعد، همچون دانههاى فراوان باران
با لشكر قهرش مرا تيرباران كرد.
نه اين كه خلافى كرده باشم
بلكه تنها به خاطر افتخارم به دو ستاره فروزان.
على بن ابى طالب، بهترين فرد پس از پيامبر صلى الله عليه و آله
پيامبرى كه از طرف پدر و مادر، قُرَشى است.
برگزيده خداوند از ميان مردم، پدرم است
و پس از آن، مادرم و من، فرزند دو برگزيده خدايم.
من نقرهاى هستم كه از طلا گرفته شدهام
نقرهاى كه فرزند دو طلاست:
مادرم فاطمه زهرا، و پدرم
وارثِ پيامبران و سَرور انس و جن
همو كه وقتى در جنگهاى بدر و احُد و حنين
پهلوانان به ميدان آمدند، آنها را در هم كوبيد.
او (پدرم) در جنگ احُد، داستانى دارد
با پراكندن سپاه دشمن، اندوه دل [مسلمانان] را شفا بخشيد.
سپس در جنگ احزاب و فتح مكّه با حضور پدرم
سپاه بزرگِ مشركان و يهوديان براى هميشه مُردند.
همان صاحب خيبر كه با خيبريان به جنگ برخاست
با شمشيرى دو دم و بُرنده.
همو كه سپاهى را به هلاكت افكند
كه در روز حنين، به خونخواهى آمده بودند.
ببين اين امّت زشتكار با عترت آن دو [بزرگ] چه كردند
و به خيال خود، به خاطر خدا كردند.
عترت پيامبرِ برگزيده نيكوكار متّقى
و عترت على، دلاورِ روزهاى جنگ.
چه كسى عمويى مانند عمويم جعفر دارد
كه خداوند، دو بال [در بهشت] به او بخشيده است؟
چه كسى ميان مردم، جَدّى همانند جدّ من دارد
و پدرى مانند پدر من؟ من، فرزند دو نامدارم.
پدرم، خورشيد و مادرم، ماه است
و من، ستاره و فرزندِ آن خورشيد و ماهم.
جدّم فرستاده خدا و چراغ هدايت است
و پدرم كسى است كه در دوجا برايش بيعت گرفته شده است.
او پهلوان، دلاور، شير ستبر بيشه
قوىپنجه، بزرگوار و بخشنده است.
آرى! اين على، دستگيره دين
و صاحب حوض [كوثر] و نمازگزارنده به دو قبله است
كه هفت سال كامل با پيامبر صلى الله عليه و آله نماز خوانده است
در حالى كه روى زمين، هيچ نمازگزارى جز آن دو نبود.
بتها را رها كرد و از هنگام ولادت
چشم بر هم زدنى، همراه قريش، بتها را سجده نكرد.
از نوجوانى، فقط خدا را عبادت كرد
در حالى كه قريش، دو بت را پرستش مىكردند.
آنها لات و عُزّا را پرستش مىكردند
در حالى كه على، به دو قبله (بيت المقدّس و كعبه) نماز مىگزارد.