حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٩ - منافات نداشتن سرودن شعر با مقام امامت
منافات نداشتن سرودن شعر با مقام امامت
نخستين شبههاى كه ممكن است مطرح شود، اين است كه: قرآن، سرودن شعر را شايسته مقام نبوّت نمىداند:
«ما به او شعر نياموختيم و شايسته او هم نبود».
از سوى ديگر، امامت اهل بيت عليهم السلام ادامه نبوّت حضرت ختمى مرتبت است. در نتيجه، اين شبهه پيش مىآيد كه سرودن شعر با مقام امامت، همچون مقام نبوّت، ناسازگار است.
در پاسخ اين شبهه بايد گفت: همان گونه كه پيش از اين يادآورى شد، شعر دو گونه است: شعرى كه با تخيّلات كاذب شاعر، آراسته مىشود تا براى مخاطب، شيرين و دلنشين گردد و درباره آن گفته شده: «بهترين شعر، دروغترينِ آن است».[١]
سرودن چنين شعرى، نه شايسته مقام نبوّت است و نه شايسته مقام امامت؛ بلكه شايسته مؤمن پرهيزگار نيز نيست. شعرى كه به فرموده پيامبر خدا، حكمت است. چنين شعرى نه با مقام نبوّت به طور اصولى در تضاد است و نه با مقام امامت.
آرى! در خصوص پيامبر خدا، نسرودن شعر، مزّيت داشته است؛ زيرا اگر شعر مىسرود، اتّهام شعر بودن قرآن كه توسّط مشركانْ شايع شده بود تقويت مىشد.
به سخن ديگر، سرودن شعر، مانند كتابت، منافاتى با مقام امامت ندارد، همان طور
كه امامان مىنوشتند، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله نمىنوشت تا شايعه تعليم ديدن او تقويت نشود. سرودن شعر توسّط امامان نيز از نظر ثبوتى هيچ ايرادى ندارد؛ امّا از نظر اثباتى، بايد سرودن شعر توسّط آنان، اثبات گردد.
دلايلى كه اثبات مىكند امامان از اهل بيت از همه علوم برخوردار بودند، مىتواند برخوردارى آنان از فنّ شعر را نيز اثبات كنند، چنان كه در مورد امام على عليه السلام اسناد فراوانى در دست است كه ايشان، شعر مىسرود؛ امّا نمىتوان پذيرفت همه اشعارى كه به ايشان نسبت داده شده است، سروده ايشان باشد.
درباره سرودن شعر توسّط امام حسين عليه السلام و صحّت اشعارى كه به ايشان نسبت داده شده است نيز همين بحث مطرح است و براى روشن شدن مسئله، توضيحاتى ارائه مىگردد.
[١] مانند اين شعر نابغه ذبيانى:
زره سلوقىِ حلقه حلقه بافته شده، شراره مىدهد/
و سنگهاى عريض هم شراره برمى افروزند.