حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٩ - ٣/ ١١ نيكى به اندازه معرفت
٥٢٦. مكارم الأخلاق به نقل از محمّد بن على، از پيرمردى قُرَشى: ابان بن عثمان
و عبد اللّه بن زبير، نشسته بودند كه مردى باديهنشين در كنار آنها ايستاد و از آنها درخواستى كرد؛ امّا آن دو چيزى به او ندادند و گفتند: اين دو جوان برو؛ و به امام حسن و امام حسين عليهما السلام كه نشسته بودند، اشاره كردند.
باديهنشين، نزد آنان آمد و در كنارشان ايستاد و از آن دو نيز درخواست كرد. گفتند: «اگر براى ديهاى سنگين يا فقرى توانسوز و يا امرى دهشتزا مىخواهى، حقّت واجب است».
باديهنشين گفت: براى هر سه مىخواهم.
هر يك، پانصد درهم به او بخشيدند.
باديهنشين، بازگشت و بر ابن زبير و ابان كه هنوز نشسته بودند، گذر كرد. آن دو پرسيدند: آن دو جوان، چه به تو بخشيدند؟
باديهنشين، چنين سرود:
به من بخشيدند و هر دو بىنيازم كردند
هنگامى كه شما مرا عطايى نداديد و به يكديگر وا نهاديد.
خدا، صورت شما را چرم كفش گردانَد
تا آن دو جوان به پا كنند و [بر آن] گام بگذارند.
حسن و حسين، بهترين پسران حوّايند
پديد آمده از مردى شريف و بانويى كريم.
رسم والايى و بزرگى را وا نهيد
كه شما به آن نزديك هم نمىتوانيد شد.