حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٧ - ٣/ ١١ نيكى به اندازه معرفت
٣/ ١١ نيكى به اندازه معرفت
٥٢٥. مقتل الحسين عليه السلام، خوارزمى: مردى باديهنشين نزد امام حسين عليه السلام آمد و به ايشان گفت: اى فرزند پيامبر خدا! من، ديهاى كامل را ضامنم و از اداى آن عاجز. با خود گفتم: از كريمترينِ مردمان درخواست مىكنم و كريمتر از خاندان پيامبر خدا نديدم.
امام حسين عليه السلام فرمود: «اى برادر عرب! از تو سه مسئله مىپرسم. اگر يكى را پاسخ دادى، يكْ سومِ مال (بدهىات) را به تو مىدهم و اگر دو تا را پاسخ دادى، دو سومِ آن را و اگر هر سه را پاسخ دادى، همه مال [مورد درخواستت] را به تو مىدهم».
باديهنشين گفت: اى فرزند پيامبر خدا! آيا مانند تو از مانند من مىپرسد، در حالى كه تو از اهل علم و شرفى؟!
امام حسين عليه السلام فرمود: «آرى. من از جدّم پيامبر خدا شنيدم كه مىفرمايد:" نيكى به اندازه معرفت است".
باديهنشين گفت: هر چه مىخواهى بپرس. اگر پاسخ دادم كه خوب؛ وگرنه، پاسخ را از تو ياد مىگيرم و نيرويى جز به خدا نيست.
امام حسين عليه السلام فرمود: «برترين عمل چيست؟».
گفت: ايمان به خدا.
فرمود: «راه نجات از هلاكت چيست؟».
گفت: اعتماد به خدا.
فرمود: «زيورِ مرد چيست؟».
گفت: علم همراه با بردبارى.
فرمود: «اگر نتوانست؟».
گفت: دارايىِ همراه با مروّت.
فرمود: «اگر آن را هم نتوانست؟».
گفت: فقر به همراه صبر.
فرمود: «اگر آن را نيز نداشت؟».
گفت: صاعقهاى از آسمان فرود آيد و او را بسوزانَد.
امام حسين عليه السلام خنديد و كيسهاى حاوى هزار دينار برايش انداخت و انگشترش را به او بخشيد كه نگينش دويست درهم مىارزيد. سپس به باديهنشين فرمود: «دينارهاى طلا را به طلبكارانت بده و انگشتر را به مصرف خود برسان».
باديهنشين، آن را از امام عليه السلام گرفت و رفت و چنين گفت: «خدا، داناتر است كه رسالتش را در كجا قرار دهد».