حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤١٣ - ١٠/ ٢٢ قافيه«ك»
١٠/ ٢٠ قافيه «ف»
آيا با آنكه تمام كارهايم نادرست است
قصد ملامت ديگران بنمايم؟
انسان، زمانى كه پنجاه سال زندگى كند
و در او آثار خويشتندارى نباشد
ديگر به صلاح او اميدى نيست
زيرا با قصد دور شدن از حقيقت، خودش را هلاك كرده است.
تا كى منصفانه رفتار نكنم
و تمام توان خود را مصروف دادگرى نسازم؟!
واى بر من، اگر اندرزهايم به ديگران سود دهد
و براى من، جز الفاظ آن نماند!
١٠/ ٢١ قافيه «ق»
بدان كه تنها مسابقهاى كه ارزش رقابت دارد، زهد است
و جز آن، چيزى ارزش مسابقه دادن ندارد.
هر چيزى كه انسان در اين جهان، مالك شود، از بُن، نابود مىشود
و [تنها،] كار خير در نزد خداوند، باقى مىماند.
به زودى همدم پشيمانى خواهى شد
وقتى كه در روز حسابرسى الهى، شيون سر دهى.
آيا هيچ مىدانى كه آن، چه روزى است؟
خوب بينديش و بدان كه آن، روز جدايى است.
اين جدايى، همانند ديگر جدايىها نيست
زيرا در آن، اميد ديدار مجدّدى وجود ندارد.
١٠/ ٢٢ قافيه «ك»
از صاحب تجربه [كه سرد و گرم روزگار را چشيده] در شگفتم
كه چگونه در غفلت است و به دنبال سرگرمى مىرود!
در شگفتم از كسى كه جانش در گروِ رسوايىها و خطاهايش است
و در كوشيدن براى رهايىِ جانش كوتاهى مىكند.
با تنبلى و نادانى، موجب هلاكت خويش مىشود
و خود را به مَهلكههاى ترسناك درمىاندازد
با تكرار كردن گناهان در هر روز
و با پردهدرى در انجام دادن حرامهاى الهى.
اين را وقتى خواهد فهميد كه مرگ، ناگهان به سراغش بيايد
و گريهكنندگان، بر گردش حلقه زنند.