حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١ - ٨/ ٣١ در بيان غربت خويش
٨/ ٣١ در بيان غربت خويش
آنان كه دوستشان داشتم، از اين جهان رفتند
و اينك، در ميان كسانى هستم كه دوستشان ندارم.
در ميان مردمى زندگى مىكنم كه پشتِ سرم ناسزا مىگويند
امّا من از آنان به بدى ياد نمىكنم.
تا مىتوانند، در پىِ تباه كردنم هستند
ولى من براى اصلاح آنان، امر به معروف مىكنم.
با كينه و خشم، در پىِ زيان رساندن به مناند
حال آن كه من، در پىِ زيان آنان نيستم.
آنان حشرات گَزَنده را مىبينند كه در
اطراف من، صدا مىكنند؛ امّا آنها را از من نمىرانند.
هرگاه آتش كينه دلها رو به خاموشى مىرود
آنان، آن را شعلهور مىكنند.
آيا انديشه خود را به كار نمىاندازند
يا عقل به سرشان باز نگشته است؟
آيا نمىدانند عواقب اعمال بدشان
دامنگير خودشان مىشود؟
پروردگارم براى من بس است
در برابر آنچه از آن بيم دارم و ستم هم، كارِ آنان است.
و كم است كسى كه به او ستم شود
و پروردگارش كفايتش نكند.