حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - فصل يكم حكمت هاى جامع قدسى
٦٦٣. المعجم الصغير به سندش، از امام حسين، از امام على عليهما السلام: پيامبر خدا فرمود: «جبرئيل عليه السلام به من گفت:" اى محمّد! هر كه را مىخواهى دوست داشته باش، كه از او جدا خواهى شد و هر كارى مىخواهى بكن، كه آن را خواهى ديد و هر اندازه مىخواهى زندگى كن، كه سرانجام خواهى مُرد"».
٦٦٤. عيون أخبار الرضا عليه السلام به سندش، از امام حسين، از امام على عليهما السلام: پيامبر خدا فرمود: «خداى تبارك و تعالى مىفرمايد:" اى آدمىزاده! به من انصاف نمىدهى؟! من با نعمتها با تو دوستى مىورزم و تو با معصيتها با من دشمنى مىكنى. خير من به سوى تو فرو مىآيد و شرّ تو به سوى من بالا مىآيد. هماره، فرشتهاى بزرگوار، هر روز و شب، از تو كارى زشت را براى من مىآورد. اى آدمىزاده! اگر صفت خود را از زبان ديگرى مىشنيدى و موصوف را نمىشناختى، خيلى زود، دشمنش مىشدى"».
٦٦٥. الأمالى، طوسى به سندش، از امام حسين، از امام على عليهما السلام، از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند به يكى از پيامبرانش در يكى از وحىهايش چنين فرمود: «به عزّت و جلالم سوگند، آرزوى هر آرزومندى را كه چيز ديگرى غير از خودم باشد، با يأس مىگُسَلم و ميان مردم، جامه خوارى بر تن او مىكنم و او را از گشايش و فضل خودم دور مىدارم. آيا بنده من در گرفتارىها، به غير من دل مىبندد يا جز مرا اميد مىبَرَد، در حالى كه منم بىنيازِ بخشنده و كليد درهاى بسته به دست من است و درگاهم به روى كسى كه مرا مىخواند، گشوده است؟! آيا نمىداند مصيبتى كه او را به زانو درآورده است، كس ديگرى جز من، نمىتواند برطرف سازد؟ پس چرا مىبينم از من روى گردانده و به ديگرى اميد دارد؟! به بخشش
و كَرَم خود، چيزى را كه نخواسته بود، به او عطا كردم؛ امّا از من روى گردانْد و از من نخواست و در مصيبتش از ديگرى درخواست كرد و منِ خدا كه عطا را قبل از درخواست مىآغازم، اگر از من درخواست شود، اجابت نمىكنم؟ هرگز! آيا بخشش و كَرَم، از آنِ من نيست؟ آيا دنيا و آخرت به دست من نيست؟ پس اگر اهل هفت آسمان و زمينها، همگى از من درخواست كنند و همه خواستهها را اجابت كنم، اين كار از دارايى من، به اندازه بالِ مگسى كم نمىكند. چگونه دارايىاى كه من سرپرست آنم، كاستى گيرد؟! بدا به حال كسى كه نافرمانى مرا مىكند و مرا نمىپايد!