حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٤٣ - ٧/ ١٠ مصيبت ديده آن است كه از پاداش، محروم ماند
٧/ ١٠ مصيبتديده آن است كه از پاداش، محروم مانَد
٦٩٩. المعجم الكبير به سندش، از امام زين العابدين عليه السلام: شنيدم كه پدرم مىفرمايد: سه روز پيش از وفات پيامبر خدا بود كه جبرئيل عليه السلام بر او فرود آمد و گفت: اى محمّد! خداوند عز و جل مرا از سرِ اكرام و احترام به تو و فقط براى تو فرستاده، تا چيزى را از تو بپرسم كه خود از تو به آن، آگاهتر است. مىفرمايد: خود را چگونه مىبينى؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! خود را اندوهگين مىبينم. اى جبرئيل! خود را غصّهدار مىبينم».
چون سه روز گذشت، جبرئيل عليه السلام و فرشته مرگ، فرود آمدند و فرشتهاى در هوا به نام اسماعيل كه سركرده هفتاد هزار فرشته بود و هر يك از آنان، خود، سركرده هفتاد هزار فرشته بودند نيز با آن دو فرود آمد. جبرئيل عليه السلام آنها را بدرقه مىكرد. پس گفت: اى محمّد! خداوند عز و جل، مرا از سرِ اكرام و احترام به تو و فقط براى تو فرستاده است تا چيزى را از تو بپرسم كه خود از تو به آن، آگاهتر
است. مىفرمايد: «خود را چگونه مىبينى؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جبرئيل! خود را اندوهگين مىبينم. اى جبرئيل! خود را غصّهدار مىبينم.
فرشته مرگ بر درگاه [ايستاد و] اجازه خواست و جبرئيل عليه السلام گفت: اى محمّد! اين، فرشته مرگ است كه از تو اجازه ورود مىخواهد. او از هيچ انسانى پيش از تو اجازه نخواسته است و پس از تو نيز از هيچ انسانى اجازه نخواهد گرفت.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به او اجازه بده».
جبرئيل عليه السلام به او اجازه داد. فرشته مرگ، جلو آمد تا پيشِ روى پيامبر صلى الله عليه و آله ايستاد و گفت: اى محمّد! خداوند عز و جل مرا به سوى تو فرستاده و به من فرمان داده است كه تو را در آنچه فرمانم مىدهى، اطاعت كنم. اگر فرمانم مىدهى كه جانت را بگيرم، مىگيرم و اگر ناخوش دارى، رهايت مىكنم.
پيامبر خدا به او فرمود: «اى فرشته مرگ! آيا چنين مىكنى؟».
گفت: آرى. اين گونه فرمان يافتهام كه آنچه مىفرمايى، اطاعت كنم.
جبرئيل عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداوند، مشتاق ديدار توست.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «به هر چه مأمورى، انجام بده».
جبرئيل عليه السلام به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اين، آخرين فرود من به زمين است. كار من در زمين با تو بود.
چون پيامبر خدا وفات كرد و وقت تعزيت فرا رسيد، فردى كه صدايش را مىشنيدند، ولى خودش را نمىديدند، آمد و چنين گفت: سلام و رحمت و بركات خدا بر شما باد! «هر جانى، مرگ را مىچشد». خدا را براى هر مصيبتى، تسليتى است و براى هر درگذشتهاى، جانشينى و براى هر از دست رفتهاى، تداركى. پس به خدا اعتماد كنيد و به اميد او باشيد كه مصيبتديده [ى واقعى]، كسى است كه از پاداش، محروم ماند؛ و سلام و رحمت خداوند بر شما باد!