حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٥ - فصل يكم حكمت هاى جامع قدسى
٦٦٦. الأمالى، طوسى به سندش، از امام حسين عليه السلام: پدرم على، امير مؤمنان، برايم از پيامبر خدا نقل كرد، كه خداوند عز و جل فرمود: «اى آدمىزاده! همه شما گمراهيد، جز آن كه من بدو ره نمودم و همگى شما نيازمنديد، جز آن كه من، بىنيازش كردم و همه شما هلاكيد، جز آن كه من، نجاتش دادم. پس از من بخواهيد تا كفايتتان كنم و به راه هدايتتان، رهنمون شوم.
بىگمان، برخى از بندگان مؤمنم را جز نيازمندى به سامان نمىآورد و اگر او را بىنيازش كنم، همين، او را تباه مىكند. برخى از بندگانم را جز تندرستى، به سامان نمىكند و اگر بيمارش كنم، او را تباه مىكند. برخى از بندگانم را جز بيمارى، به سامان نمىكند و اگر تندرستش كنم، تباهش مىسازد. كسى از بندگانم هست كه در عبادت من و شبزندهدارى براى من مىكوشد و من از سرِ عنايت به او، خواب را بر او مسلّط مىكنم و تا صبح مىخوابد و چون برمىخيزد، با نفس خود، بد است و او را خوار مىشمارد و اگر چنين نمىكردم و به خواستهاش (شبزندهدارى) مىرسيد، شيفتگى به عملش او را مىگرفت و
اين خودپسندى، سبب هلاك او مىشد و گمان مىكرد كه بر عابدان، فائق آمده و با كوشش خود، از تقصير در عبادت درگذشته است و به همين سبب، از من دور مىشد و مىپنداشت كه به من، نزديك مىشود.
پس عمل كنندگان، بر اعمال خود تكيه نكنند، هر چند [عملشان] نيكو باشد و گناهكاران از آمرزش من نسبت به گناهانشان، نااميد نشوند، هر چند [گناهانشان] فراوان باشد؛ بلكه بر رحمت من، اعتماد كنند و به فضل من، اميدوار باشند و به حُسن نظر من، اطمينان كنند؛ چرا كه من بندگانم را آن گونه كه به صلاحشان است، اداره مىكنم و من نسبت به آنها باريكبين و آگاهم.