حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩ - الف سوره حمد
٢٣. عيون أخبار الرضا عليه السلام به نقل از امام عسكرى، از امام هادى، از امام جواد عليهم السلام: مردى نزد امام رضا عليه السلام آمد و به او گفت: اى فرزند پيامبر خدا! برايم اين سخن خداوند عز و جل را كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ؛ ستايش، ويژه خداى جهانيان است»، تفسير كن.
فرمود: «پدرم، از جدّش، از امام باقر، از امام زين العابدين، از پدرش [امام حسين عليهم السلام] نقل كرد: كه مردى نزد اميرمؤمنان آمد و همين سؤال را كرد.
ايشان فرمود: « «ستايش، ويژه خداست»، يعنى آن كه خداوند، برخى از نعمتهايش را به اجمال به بندگانش معرّفى نمود؛ زيرا بندگان، توانايىِ شناخت همه آنها را به تفصيل ندارند، چون بيشتر از آناند كه به شمار درآيند و يا
شناخته شوند. پس به بندگانش فرمود، بگوييد: «ستايش، ويژه خداست» به جهت نعمتهايى كه بر ما بخشيده است؛ «خداوندگارِ جهانيان» كه همه گونههاى مخلوقات، از جمادات و حيوانات را در برمىگيرد.
امّا حيوانات را در قبضه قدرت خويش مىچرخانَد و از روزى خويش به آنها مىخورانَد، در سايه حمايتش حفظ و هر يك را به مصلحت خويش، تدبير مىكند. و امّا جمادات را با قدرت خويش، نگاه مىدارد و مانع گسستگى جمادات به هم پيوسته و نيز به هم چسبيدن گسستهها مىشود و آسمان را از افتادن بر زمين، جز به اذن خويش، نگاه مىدارد، و زمين را از فرو رفتن در خود، جز به فرمان خويش، نگاه مىدارد كه او با بندگانش رئوف و مهربان است».
و فرمود: « «پروردگارِ جهانيان»، يعنى مالك و خالق جهانيان و سوق دهنده روزىهايشان به سوى ايشان است، از آن جايى كه مىدانند و از جايى كه نمىدانند و روزى، قسمت شده است و بدون توجّه به كردار انسان، مىآيد. نه پرواى پرهيزگار، آن را افزون مىكند، نه فسق و فجور فاجر، آن را كاهش مىدهد. ميان روزى و صاحبروزى، پردهاى است كه به دنبال او مىرود. اگر هر يك از شما از روزىاش بگريزد، باز، او را مىجويد، همان گونه كه مرگ، او را مىجويد.
خداوند بزرگ بِشْكوه مىفرمايد: بگوييد: «ستايش، ويژه خداست»، به جهت نعمتهايى كه به ما بخشيده و ما را پيش از پيدايىمان، در كتابهاى نخستين، به نيكى ياد كرده است. بنابراين، بر محمّد صلى الله عليه و آله و خاندان و پيروان خاندانش لازم است كه خدا را بر فضيلتى كه به ايشان بخشيده، سپاس بگزارند و اين، همان گفته پيامبر خداست كه فرمود: چون خداوند عز و جل، موسى بن عمران عليه السلام را برانگيخت و با او راز گفت و دريا را برايش شكافت و بنى اسرائيل را نجات داد و تورات و الواح را به او عطا نمود، جايگاهش را نزد خداى عز و جل ديد و گفت: پروردگار من! مرا با كرامتى بزرگ داشتى كه هيچكس را پيش از من، بدان بزرگ نداشتى.
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود:" اى موسى! آيا نمىدانى كه محمّد، نزد من از همه فرشتگان و همه مخلوقاتم برتر است؟".
موسى عليه السلام گفت: اى پروردگار من! اگر محمّد صلى الله عليه و آله نزد تو از همه آفريدگانت برتر است، آيا در ميان خاندان پيامبران، كريمتر از خاندان من هست؟
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود:" اى موسى! آيا نمىدانى كه برترىِ خاندان محمّد بر همه خاندانهاى پيامبران، مانند برترى محمّد بر همه فرستادگان است؟".
موسى عليه السلام گفت: پروردگار من! اگر خاندان محمّد چنيناند، آيا در ميان امّتهاى پيامبران، امّت من نزد تو برتر از همه نيست؟ ابر را برايشان سايه كردى و ترنگبين[١] و بلدرچين برايشان فرو فرستادى و دريا را برايشان شكافتى.
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود:" اى موسى! آيا نمىدانى كه برترى محمّد بر همه امّتها، مانند برترى خود او بر همه آفريدگانم است؟".
موسى عليه السلام گفت: پروردگار من! كاش آنها را مىديدم.
پس خداى عز و جل به او وحى كرد:" اى موسى! آنها را هرگز نخواهى ديد و اكنون، هنگام پيدايى آنان نيست؛ امّا به زودى آنها را در بهشتها، باغهاى عَدْن و فردوس و در حضور محمّد مىبينى كه در نعمتهاى بهشت مىچرخند و در نيكىهايشان خوشاند. آيا دوست دارى كه سخن آنان را به تو بشنوانَم؟".
گفت: آرى، اى خداى من!
خداى بزرگ بِشْكوه فرمود:" در پيشگاه من، بِايست و مانند بندهاى ذليل در برابر فرمانروايى جليل، كمر به ميان ببند".
پس موسى عليه السلام چنين كرد و خداى عز و جل ندا داد:" اى امّت محمّد!".
همه آنان كه در پشتِ پدرانشان و رَحِمهاى مادرانشان بودند، پاسخ گفتند: «بله! خداوندا، بله! بله، تو شريكى ندارى! بله! ستايش از آنِ توست و نعمت و سلطنت براى تو! بله!»[٢] و خداوند عز و جل، اين پاسخ را شعار حج قرار داد.
سپس خداوند عز و جل ندا داد:" اى امّت محمّد! حكم من بر شما اين است كه
رحمتم، از خشمم پيشى گرفته است و عفوم، قبل از كيفرم است. من پيش از آن كه مرا بخوانيد، شما را اجابت مىگويم و پيش از آن كه از من بخواهيد، به شما عطا مىكنم. هر كس از شما كه مرا با شهادتين (گواهى به توحيد و رسالت محمّد صلى الله عليه و آله) و راستى گفتار و درستى رفتار ديدار كند و گواهى دهد كه على بن ابى طالب، برادر و وصىّ پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و ولى اوست و به فرمانش ملتزم باشد، همان گونه كه به فرمان محمّد، ملتزم است و اولياى برگزيده پاك و پاكيزهاش را اولياى خود گيرد؛ كسانى كه از شگفتىهاى آيات الهى خبر مىدهند و نشانههاى حجّت خدا پس از آن دو (محمّد و على) هستند، به بهشتش درمىآورم ...".
[امام حسين عليه السلام] مىفرمايد: چون خداى عز و جل، پيامبرمان محمّد صلى الله عليه و آله را برانگيخت، فرمود:" اى محمّد! «تو در كنار [كوه] طور نبودى كه ما» امّتت را به اين گونه بابركت، ندا داديم".
سپس، خدا به محمّد صلى الله عليه و آله فرمود:" بگو: «ستايش، ويژه خداوندگار جهانيان است» بر اين فضيلت كه ويژه من ارزانى داشت؛ و پيامبر صلى الله عليه و آله به امّتش فرمود: شما هم بگوييد: «ستايش، ويژه خداى جهانيان است» به اين جهت كه اين فضيلتها به ما اختصاص داده است"».
[١] ترنگبين: شيرابههاى گياه خارشتر كه شيرين و مليّن است.
[٢] اين، همان ذكر حاجيان به هنگام احرام است و معنايش نوعى اعلان آمادگى براى اجراى فرمان خداست و حمد و نعمت را ويژه خدا دانستن و يكتايى او را به زبان آوردن است.