حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٥١ - ٥/ ٨ پدر نه امام
٢٠٤. كمال الدين به سندش، از امام حسين، از امام على عليهما السلام: پيامبر خدا فرمود: «اى على! تو و امامان از نسل تو، پس از من، حجّتهاى خدا بر خلق او هستند و نشانههاى هدايت در ميان مردمان. هر كس يك تن از آنان را انكار كند، مرا انكار كرده است و هر كس يكى از شما را نافرمانى كند، مرا نافرمانى كرده است و هر كس به يك نفر از شما جفا كند، به من جفا كرده است و هر كس به شما بپيوندد، به من پيوسته است و هر كس از شما اطاعت كند، از من اطاعت كرده است و هر كس با شما دوستى كند، با من دوستى كرده است و هر كس با شما دشمنى ورزد، با من دشمنى ورزيده است؛ زيرا شما از گِل من آفريده شدهايد و من از شمايم».
٢٠٥. كفاية الأثر به نقل از ابو خالد كابلى، از امام زين العابدين، از امام حسين عليهما السلام: بر پيامبر خدا درآمدم و چون متفكّر و غمگين و اندوهگين بود، پرسيدم: اى پيامبر خدا! چه شده است كه تو را انديشناك مىبينم؟
فرمود: «اى پسر عزيزم! روح الأمين، نزد من آمد و گفت: اى پيامبر خدا! [خداى] والاى برتر، به تو سلام مىرساند و مىفرمايد:" تو پيامبرىات را تمام كردى و روزگارت را به پايان بردى. پس اسم اكبر [خدا] و ميراث علمى و آثار علم نبوّت را نزد على بن ابى طالب بگذار كه من، زمين را رها نمىكنم، جز آن كه در آن، عالمى باشد كه طاعت و ولايت من، با او شناخته شود كه من، آگاهى از غيب را از نسل تو نمىگُسلم، همان گونه كه از نسل ديگر پيامبرانِ ميان تو و آدم عليه السلام نگسستم"».
گفتم: اى پيامبر خدا! پس از تو چه كسى اختياردار اين كار است؟
فرمود: «پدرت على بن ابى طالب، برادر و جانشين من است و پس از على، حسن، فرمانرواست و سپس، تو و نُه فرزندت، دوازه امامى هستيد كه ولايت را در اختيار داريد. سپس، قائم ما قيام مىكند و دنيا را از انصاف و عدل، آكَنده مىسازد؛ همان گونه كه از ظلم و ستم، پُر شده است و سينه گروهى را كه مؤمن و پيرو او هستند، شفا مىدهد».