حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧٧ - ب رؤياى امام، هنگام خروج از مدينه
٣٠٤. الملهوف از امام حسين عليه السلام (در پاسخ به محمّد بن حنفيه، چون به ايشان گفت كه به سوى عراق نرود): پس از آن كه از تو جدا شدم، پيامبر خدا نزدم آمد و گفت: «اى حسين! بيرون برو كه خداوند، خواسته است تو را كشته ببيند».
محمّد بن حنفيه، [استرجاع كرد و] گفت: «ما از خداييم و به سوى او باز مىگرديم». پس اكنون كه مىدانى چنين مىشود، مقصود از همراه بردن اين زنان چيست؟
امام عليه السلام به او فرمود: «پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود:" خداوند، خواسته كه آنها را هم اسير ببيند" و بر او سلام داد و رفت.
٣٠٥. اسد الغابة: [امام حسين عليه السلام] از مدينه به سوى مكّه حركت كرد كه نامههاى كوفيان در مكّه به او رسيد. آماده حركت شد كه گروهى، از جمله برادرش محمّد بن حنفيه، ابن عمر، ابن عبّاس و ديگران، او را باز داشتند.
امام عليه السلام فرمود: «پيامبر خدا را در خواب ديدم و مرا فرمانى داد كه بدان، عمل مىكنم».