حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥ - ٩/ ٤ عذر به پيشگاه الهى
٢٦١. تاريخ الطبرى به نقل از ابو عثمان نَهدى: امام حسين عليه السلام نامهاى نگاشت و با يكى از وابستگانش به نام سليمان براى سران سپاه بصره و بزرگان آنجا، مانند مالك بن مَسمَع بكرى، احنف بن قيس، مُنذر بن جارود، مسعود بن عمرو، قيس بن هيثم و عمرو بن عبيد اللّه بن معمّر فرستاد. متن نامه واحدى كه براى بزرگان [بصره] فرستاد [، چنين است]:
«امّا بعد، خداوند، محمّد صلى الله عليه و آله را بر خلقش برگزيد و با نبوّت خويش، گرامى داشت و براى رسالتش برگزيد. سپس، خدا او را به سوى خويش برگرفت، در حالى كه براى بندگانش خيرخواهى كرده بود و آنچه براى آن فرستاده شده بود، ابلاغ كرد.
ما خاندان و اوليا و اوصيا و وارثان او هستيم كه در ميان مردم، سزاوارترينِ مردم به جايگاه او هستيم؛ امّا قوم ما، جايگاه ما را از آنِ خود كردند و ما رضايت داديم و تفرقه را ناخوش داشتيم و سلامت [امّت] را دوست داشتيم.
ما مىدانيم كه به اين حقّ جانشينى پيامبر صلى الله عليه و آله سزاوارتر از كسى هستيم كه آن را به دست گرفته است .... فرستادهام را با اين نامه به سوى شما روانه كردم. من، شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله فرا مىخوانم كه بىترديد، سنّت، مرده و بدعت، زنده گشته است و اگر گفتهام را بشنويد و فرمانم را اطاعت كنيد، شما را به راه هدايت، رهنمون مىشوم. و السلام عليكم و رحمة اللّه و بركاته!».
٩/ ٤ عذر به پيشگاه الهى
٢٦٢. تاريخ الطبرى از امام حسين عليه السلام (از سخنانش با ياران حُرّ بن يزيد): اى مردم!
اين عذرى به پيشگاه خداى عز و جل و شماست. من، نزد شما نيامدم تا آن كه نامههاى شما به من رسيد و فرستادگانتان بر من درآمدند و گفتند: بر ما درآى كه پيشوايى نداريم و شايد خدا، ما را به وسيله تو بر هدايت، گِرد آورد.
اگر بر سر همان گفته هستيد، نزدتان آمدهام و اگر عهدى مطمئن و قابل اعتماد به من مىدهيد، به شهرتان درآيم و اگر چنين نمىكنيد و آمدن من را ناخوش داريد، به همان جايى باز مىگردم كه پيش از حركت به سوى شما بودم.