حكمت نامه امام حسين - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١١١ - ٣/ ٦ نتيجه آگاهى از قدر
٣/ ٦ نتيجه آگاهى از قَدَر
٧٠. التوحيد به نقل از عمرو بن جميع، از امام صادق، از امام باقر، از امام زين العابدين عليهم السلام: امام حسين عليه السلام بر معاويه درآمد. معاويه به او گفت: چه چيز، پدرت را وا داشت كه بصريان را بكُشد و شبِ همان روز، با دو جامه معمولى، در خيابانها و كوچههايشان بچرخد؟
فرمود: «علمش به اين كه در آنچه به او بايد برسد، خطا نمىرود و آنچه خطا رفته، نبايد مىرسيده است، او را به اين كار [شجاعانه] وا داشت».
معاويه گفت: راست گفتى.
٧١. الأخبار الطِّوال: امام حسين عليه السلام از بَطنُ الرُّمّه[١] حركت كرد. عبد اللّه بن مطيع كه از عراق بازمىگشت او را ديد. بر ايشان سلام داد و گفت: پدر و مادرم فدايت باد، اى فرزند پيامبر خدا! چه چيز، تو را از حرم خدا (مكّه) و حرم جدّت (مدينه) بيرون آورده است؟
امام عليه السلام فرمود: «كوفيان به من نامه نوشته و از من خواستهاند كه به اميد زنده كردن نشانههاى حق و ميراندن بدعتها، بر آنان درآيم».
ابن مطيع به او گفت: تو را به خدا سوگند مىدهم كه به كوفه نروى كه به خدا سوگند، اگر به آنجا بروى، بىترديد، تو را مىكُشند.
امام حسين عليه السلام فرمود: « «به ما چيزى نمىرسد، جز آنچه خدا براى ما نوشته است»».
سپس با او خداحافظى كرد و رفت.
[١] بطن الرُّمّه، درّهاى معروف در بالاى صحراى نجد، در شمال شرقى عربستان است.