چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٩٥ - برآوردن نيازهاى مؤمن
٤١٥-- ١٩. آن كه از بدى، رنجيده نمىشود، نيكى كردن به او جايى ندارد.
٤١٦-- ٢٠. عبدالمؤمن مىگويد: بر امام ابوالحسن موسى بن جعفر وارد شدم و محمّد بن بن عبداللَّه بن محمّد جعفرى نزدش بود، پس به او لبخند زدم، امام به من فرمود: آيا او را دوست مىدارى؟ گفتم: آرى و او را دوست ندارم جز به خاطر شما.
امام فرمود: او برادر توست و مؤمن برادر تنى مؤمن است، هرچند از يك پدر نباشند. ملعون است آن كه برادرش را متهم كند، ملعون است آن كه برادرش را فريب دهد، ملعون است آن كه براى برادرش خيرخواهى نكند، ملعون است آن كه خود را بر برادرش مقدّم كند، ملعون است آن كه خود را از برادرش پنهان بدارد، ملعون است آن كه از برادرش غيبت كند.
٤١٧-- ٢١. اندك بودن وفا، عيب جوانمردى است.
٤١٨-- ٢٢. دو كس به هم دشنام ندادند جز آن كه بالاتر به مرتبه فروتر سقوط كرد.
٤١٩-- ٢٣. مردى از انصار به نام نفيع بر هارون الرشيد درآمد. او بد زبان و طعنهزن بود و به همراه عبدالعزيز بن عمر بن عبدالعزيز به درگاه هارون آمده بود. همان زمان امام موسى بن جعفر عليهما السلام سوار بر درازگوشى نيز دررسيد و حاجب دربار از او با احترام و جلال استقبال كرد و هركس ديگرى نيز كه در آنجا بود بزرگش داشت و حاجب به امام زود اجازه ورود داد. نفيع به عبدالعزيز گفت:
اين پيرمرد كيست؟ عبدالعزيز گفت: او را نمىشناسى؟ اين بزرگ خاندان ابى طالب موسى بن جعفر است.
نفيع گفت: قومى از اين قوم بنىعباس ناتوانتر نديدهام! مردى را چنين پاس مىدارند كه مىتواند از تخت سلطنت به زيرشان كشد! اگر بيرون آيد عيبناكش مىكنم.
عبد العزيز گفت: اين كار را مكن! اينان خاندانى هستند كه كمتر كسى