چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٦١ - مقدّمه مؤلّف
بر حذر مىدارم كه نه خيرش مهلتى دارد و نه شرش پايانى و هيچ كس در برابر خدا نگاهبانى ندارد، هر كس براى آخرت خود بكوشد، خداوند كار دنياى او را كفايت كند وهركس باطنش را اصلاح كند، خداى سبحان ظاهرش را اصلاحنمايد.
١١٩. و حضرت بر عضباء، ناقهاش، خطبه خواند و پس از حمد و ثناى خداى متعال فرمود: گويى حقّ در آن (/ دنيا) بر غير ما واجب گشته و گويى مرگ بر غير ما نوشته شده و گويى مردگان، مسافرانىاند كه به زودى به سوى ما باز مىگردند، پيكرهايشان را به خاك مىسپاريم و ميراثشان را مىخوريم، گويى ما پس از ايشان، جاويدان هستيم. هر اندرزگويى را از ياد برده و خود را از هر آسيبى ايمن پنداشتهايم.
هر كس خدا را بشناسد، بيمناك شود و هر كس بيمناك شود، خود را از دنيا كنار كشد.
١٢٠. و پيامبر در خطبهاش ده سخن گفت: خدا را حمد و مدح كرد و گفت: اى مردم، برايتان نشانههايى قرار داده شده است، پس به سوى نشانههايتان برويد و برايتان خط پايانى ترسيم شده، پس تا آنجا برويد، مؤمن ميان دو ترس است، ميان مهلتى كه سپرى شده و نمىداند خداوند با آن چه مىكند و مهلتى كه باقى مانده و نمىداند كه خداوند چه حكمى در آن رانده است. پس بنده بايد از خود و دنيايش براى آخرتش و از جوانىاش پيش از پيرى و از زندگيش پيش از مرگ، بهره گيرد. سوگند به آن كه جان محمّد به دست اوست، پس از مرگ جاى عذرخواهى نيست و پس از دنيا جز بهشت و دوزخ نيست.
١٢١. و از سخنان مختصر و مفيد حضرتش: مردم همه چون دندانههاى شانهاند و انسان با برادرش فزونى مىگيرد و در مصاحبت كسى كه مانند آنچه براى خود مىبيند، براى تو نمىبيند، خيرى براى تو نيست.