چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٧٧ - برآوردن نيازهاى مؤمن
و از آنچه نيامده مپرسكه آنچه رخ داده براى مشغولساختن تو كافىاست.
و از نابخردى است عجله نمودن پيش از توانايى و معطل كردن پس از به دست آمدن فرصت، و درنگ و تأمّل نيمى از پيروزى است همانگونه كه اندوه نيمى از پيرى است.
١٤٧-- ٢٠. از جابر بن عبداللَّه روايت شده است كه گفت: شنيدم اميرمؤمنان عليه السلام مىگويد: شما مهلتى داريد كه پشت سرش اجل است و آرزويى داريد كه از عمل جلو مىگيرد. پس مهلت را غنيمت شمريد و به سوى اجل بشتابيد و آرزو را دروغ بدانيد و با عمل توشه برگيريد. آيا رهايى و گريزى يا از دست رفتن و درگذشتنى يا پناه بردن و پناه جستنى يا تكيهگاه و نجاتى هست يا نه، پس چگونه به بيراهه مىرويد؟!
١٤٨-- ٢١. روايت شده است كه اميرمؤمنان ديد مردى نماز مىخواند و چنان دستانش را به دعا بلند كرده كه سفيدى زير بغلش پيدا شده و صدايش را بلند و چشمانش را خيره كرده است. پس به او فرمود: چشمانت را فروبخوابان كه هرگز او را نبينى و دستانت را فرو آور كه هرگز به او نرسى و صدايت را پايين آر كه او شنوندهترين شنوندگان است.
١٤٩-- ٢٢. سيد رضى رضى الله عنه[١] مىگويد: از ابوجعفر خواصّ كوفى- كه مردى صالح و دانا به آيات متشابه قرآن و نكات مشكل و معانى نهفته آن بود- در باره حديث: «هركس خدا را در جوانى نيك عبادت كند، خداوند حكمت رابه روزگار پيرى ارزانىاش مىدارد» پرسيدند.
ابوجعفر پاسخ داد: خداى عزّ و جلّ (در قرآن) چنين گفته است: «و چون به رشد و كمال خويش رسيد، به او حكمت و دانش عطا كرديم»، سپس
[١]. گردآورنده نهج البلاغه( م ٤٠٦ ه ق).