چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٩٣ - برآوردن نيازهاى مؤمن
زنهار از تكيه كردن بر آرزوها، كه آرزوها سرمايههاى مردگاناند و [شرطِ] عقل، به ياد سپردنِتجربههاست. بهترين تجربهات آن است كه تورا پنددهد. فرصت را غنيمتشمار، پيشاز آنكه [مايه] پندت گردد. از دست نهادنِ توشه، تبهكارى است. از يار بىمقدارخيرىنرسد. آنچه برايتمقدّر است، به زودى به تومىرسد.
دشمنِ دوستت را دوست مگير كه [اگر چنين كنى] با دوستت، دشمنى كردهاى. براى برادرت، خالصانه خير خواهى كن، خواه مطلوبِ او باشد و خواه نامطلوبش. خشم را جرعه جرعه فرو بَر، كه من شربتى ننوشيدهام كه فرجامش شيرينتر و عاقبتش گواراتر از آن باشد.
اگر خواهى از دوستت بگسلى، جايى براى آشتى بگذار كه اگر روزى بخواهد باز گردد، بتواند.
مبادا برادرت در گسيختن پيوند با تو، از تو در پيوستن آن قويتر باشد و نكند كه بر بدى كردن (به تو)، از نيكى كردن (تو به او) نيرومندتر باشد.
و نيز از همين وصيت: روزى دو گونه است: آن كه تو مىجويىاش و آن كه تو را مىجويد و اگر تو به سويش نروى، آن نزد تو مىآيد.
چه زشت است فروتنى، هنگام نيازمندى و جفاپيشگى، به گاه بىنيازى. از دنيا همان قدر بهره [حقيقى] توست كه با آن، سراى آخرتت را آباد سازى.
از آنچه بوده، بر آنچه نبوده، دلالت جوى، كه كارها به يكديگر همانند هستند. مانند آن كس مباش كه اندرز برايش سودمند نيست، مگر آنگاه كه بسيار آزارش كنى؛ زيرا خردمندان با اندك چيزى، پند مىگيرند و چارپايان جز با زدنى سخت، چيزى نپذيرند. هر كه راه ميانه را رها كرد، ستم ورزيد.
هر كه از حق تجاوز كند، به تنگراهه مىافتد. هر كس به قدر و مرتبه خويش اكتفا كند، منزلتش پايندهتر است. بسى بينا كه به خطا رود، و چه بسانابينا كه به مقصد مىرسد. بريدن از نادان، برابر است با پيوستن به دانا. هر گاه زمامدار دگرگون گردد زمانه دگرگون مىشود يقين چه اندوهزداى خوبى است.
از مشورت با زنان (كم خرد) بپرهيز، كه رأيى سست دارند و عزمى ناتوان.