چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٢٣ - مقدّمه مؤلّف
خرّمى چراگاهش كوتاه است و آبش تلخ و نعمت وشادمانىاش ناگوار و ناتمام و روشنى و نورش تاريك، راهبرنده اهلش به ناهموارترين بسترها در پى نرمترين رختخوابها و انتقال دهنده به هولناكترين جايگاهها پس از ايمنترين قرارگاهها، نزديك به معاد و بدون توشه و زاد؛ سپس آنان را به حالى در آورد كه «هر كس هر كار نيكى انجام داده است، حاضر مىيابد و هر كار زشتى كرده، آرزو مىكند كاش ميان او و آن كار، فاصلهاى دور مىبود».
در اين سخن نيك بينديش كه معانى آن بسى نيكو و لطيف است و هنوز به گوش در نيامده به دلراه يافتهاست، خدا از گويندهاش خشنود باشد كه شرح واقعه نيك گفت.
اما بعد، براى تو- خدا مرا از تو برخوردار بدارد- پرتوهايى از سخنان كوتاه و كلمات معجزآسا و حكمتهاى فروزان و پندهاى درخشان اهل بيت عليهم السلام برگرفته وبنوشتهام كه چشم تماشاى تو را شادى مىبخشد و انديشه تو را بيدار مىكند و اسناد آنها را حذف كردم تا كتاب از اختصار مطلوب به در نرود و طرفه سخنانى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر آنها مقدم كردم تا بدين نكته پىبرده و رهنمون گردى كه اهل بيت جرعه كشان درياى مالامال اويند و از دانش ژرفش جان خود بر مىافروزند و پيامبر- درودهاى خدا بر او باد- ريشهاى است در پىاش رفته و اهل بيت شاخ و برگ اويند، اوست شهر دانش و آنانند درهاى شهر، اوست آسمان حكمت و آنانند وسيله (رسيدن) به آن، اوست معدن و سرچشمه بلاغت و آنانند شكوفه و خرّمى آن، درودهاى خدا بر آنان بود، و اگر آنچه راويان عادل از آنان روايت كردهاند، فراهم مىآمد نه طومارها گنجايش آن را داشتند و نه پروندهها ياراى دربرگرفتن آن، كه آنان سخن به حكمت مىگويند و لب به اندرز مىگشايند، اما من بر سخن امير مؤمنان عليه السلام اعتماد كردم كه فرمود:
روح هر دانش را برگيريد و ظرف و پوسته را وا نهيد كه دانش فراوان است و عمر رو به پايان.
اين كتاب را «نزهة الناظر و تنبيه الخاطر» ناميدم و توفيق به دست خداوند والاست و او مرا بسنده است و بهترين وكيل.