چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٩١ - برآوردن نيازهاى مؤمن
نمىتوانند كوچكترين پاسدار دين باشند و بيشتر به چهارپايان چرنده شبيهاند.
بدين گونه دانش با مرگ حاملانش مىميرد، جز اينكه زمين از برپادارنده حجّت خدا خالى نمىماند، آشكار و نمايان و يا بيمناك و نهان تا حجتها و آيات الهى باطل نگردد.
و اينان چند نفرند و كجايند؟! به خدا سوگند، آنان كمترين تعداد را دارند و بيشترين منزلت را. خداوند با آنان، حجّتها و دليلهاى روشن خويش را نگاه مىدارد تا آن را به امثال خود بسپارند و در دلِ همگنان خود بكارند. دانش، آنان را به نهايت بصيرت و روح يقين رسانده و آنچه را نازپروردگان دشوار ديده براحتى پذيرفته و با آنچه نادانان از آن رميدهاند، انس گرفتهاند. با كالبدهايشان با دنيا همراه گشتهاند و جانهايشان از ملأ اعلى آويخته است. اينان جانشينان خداوند در زمين و دعوتگران به دينش هستند. وه كه چه مشتاق ديدار آنانم!
اى كميل اگر خواستى بازگرد.
١٧٠-- ٤٣. بخشى از وصيّت امام على به امام پاكنهاد، ابومحمّد حسن بن على:
پسر عزيزم! آنگاه كه ديدم سنّ و سالى بر تو گذشته و سستىام افزون گشته به [نوشتن] وصيّت خود براى تو پرداختم و در آن، ويژگىهايى را برشمردم، پيش از آن كه مرگ بر من شتاب آورَد و نتوانم آنچه را در دل دارم با تو بگويم، يا در انديشهام كاستى پيش آيد، چنان كه در جسمم پيش آمده، يا خواهشهاى نَفْس و آشوبهاى دنيا به تو بشتابند و همانند اشتُرى رَمنده شوى.
و جز اين نيست كه دل جوانِ نوخاسته، همچون زمينى ناكاشته است كه هر بذرى در آن افكنند، مىپذيرد. از اين رو، پيش از آن كه دلت سخت و خِرَدت گرفتار شود، به تربيت تو پرداختم تا با انديشهاى استوار، به كار روى آورى و از آنچه تجربهداران در پى آن بودند و آزمودند، بهره برگيرى و رنج جستجو از تو برداشته شود و نيازت به آزمودن نيفتد. پس به تو آن رسد كه ما به تجربه بدان رسيديم و براى تو روشن شود آنچه ما تاريكش مىديديم.
و نيز از همين وصيت: ستم بر ناتوان، زشتترين ستم است. بسى درد كه دارو بود و دارو كه خود، درد بُوَد. چه بسا كسى كه از او انتظار خيرخواهى نرود ولى دل بسوزاند؛ و بسى كسى كه از او خيرخواهى طلبند و خيانت ورزد.