چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٠٧ - برآوردن نيازهاى مؤمن
١٨٨-- ٦١. جويندگان دانش سه گونهاند. آنان را به ويژگىها و صفاتشان بشناس:
دستهاى آن را براى كشمكش و ستيزهجويى و دستهاى براى برترى جويى و دامگسترى و گروهى نيز براى فهم و عمل مىجويند.
اما صاحب جدال و ستيزهجويى، آزار دهنده و ستيزهگر است و در حلقههاى علمى سخن گويد و جامه فروتنى به تن كند، ولى از پروا تهى باشد، خدا هم او را كور مىگرداند واثرش را از ميان آثار دانشمندان مىزدايد.
اما آنكه براى برترى و دامگسترى آمده است، پنهانكار و چاپلوس است. به مانند خود متمايل و با امثال خود درگير است. خورنده حلواى آنان (/ قدرتمندان) وپايمال كننده دين خويش است. از اين روست كه خداوند بينىاش را خرد كند و خرخرهاش را ببُرد.
اما آن كه فهيم و عامل است، انديشناك و غمين و بيمناك و گريان و هميشه به راز و نياز و پر دعاست. آگاه به زمان است و در انديشه كار خويش و از مطمئنترين برادرانش در بيم. ردايش را بر سر مىكشد و در تاريكى شب بر مىخيزد. خدا هم پايش را استوار مىسازد ودر روز قيامت او را ايمن مىدارد.
١٨٩-- ٦٢. جابربن عبداللَّه انصارى مىگويد: در پى اميرمؤمنان على عليه السلام كه به سوى مسجد مىرفت، روان شدم. پس آهى سرد بركشيد و به من رو نمود و گفت: اى جابر، اين آه سرد بر دنيا نيست كه لذتهاى آن پنج چيز است: خوردنى و نوشيدنى و پوشيدنى و مركب و همخوابه؛ لذيذترين خوردنى، عسل است و آن آب دهان حشرهاى است و لذيذترين نوشيدنى آب است كه فراوان است و مباح و بهترين پوشيدنى ديباست كه آب دهان كرم (ابريشم) است و بهترين مركب، چهارپايان هستند كه كُشنده انساناند. و لذتبخشترين همخوابه، زن است كه آميزش با او، ورود آلت بول در جايگاه بول است. ونيكوترين زنان را به خاطر زشتترين چيزى كه در آن است مىخواهند.
جابر گويد: من بازگشتم در حالى كه بىرغبتترينِ مردم به دنيا بودم.