چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٠٥ - برآوردن نيازهاى مؤمن
كه در آن توانگر شود به فتنه دچار آيد و هر كه در آن مستمند شود به اندوه، هر كه در طلبش بكوشد آن را نيابد و هر كه از تكاپوى آن بازنشيند (دنيا خود) نزدش آيد. (بسان خورشيد) هر كه را با آن بنگرد بينا كند و هر كه را به آن چشم دوزد نابينا.
١٨٦-- ٥٩. و باز در وصف دنيا كه در بارهاش سؤال شده بود-: دنيا براى آن كس كه به راستى دريابدش سراى راستى و براى كسى كه آن را بفهمد، خانه عافيت و براى كسى كه از آن توشه (آخرت) برگيرد منزل توانگرى (و بىنيازى) و براى آن كس كه از آن پند گيرد، جايگاه پند است. سجدهگاه پيامبران خدا و نمازگاه فرشتگان و فرودگاه وحى او و بازارچه دوستداران خداست، كه در آن رحمتش را كسب كنند و بهشت را به سود برند. پس كيست كه دنيا را نكوهش مىكند؟ با آنكه (دنيا) دورى خويش را اعلام كرد و جدايى خويش را ندا و فرزندانش را از فناى خود خبر داد، با بلاى خود بلاى (آخرت) را نمايش داد و با شادمانى خود به سوى كسب شادمانى (آخرت) برانگيخت، با عافيت آسوده گذاشت و ناگهان فاجعه ساخت تا برانگيزد و بيم دهد و بترساند و هشدار دهد، پس مردمى آن را در صبح ندامت نكوهيدند و برخى ديگر آن را ستودند. دنيا به ايشان تذكر داد و آنان متذكر شدند و با آنان سخن گفت و آنان درست گفتند و پندشان داد و آنان هم پذيرفتند. پس اى نكوهشگر دنيا كه هم بدان فريفتهاى! با چه چيز دنيا را نكوهش مىكنى؟! تو مجرمى يا او؟ كى تو را به خود شيفته و يا فريفته است؟ با به خاك كردن پدران پوسيده استخوانت؟ يا با زير خاك نمودن مادرانت؟ چه بسيار بيمارانى كه به كف خود دوا دادى و با دست خود پرستارى كردى و برايشان نسخه دارو گرفتى و پزشكان را بر سرشان خواندى ولى به مقصود خود نرسيدى و نيازت برنيامد (و شفا نيافتند). دنيا خود را بدان برايت نمايش داد و با فرو افتادنشان، افتادنت را نشان داد.
١٨٧-- ٦٠. دنياگذرگاهى به سوى اقامتگاه است و مردم در آن دو دستهاند: كسى كه خود را فروخت و جانش را برده كرد و كسى كه خود را خريد و آزادش ساخت.