چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ٢٣١ - برآوردن نيازهاى مؤمن
و حجم درياها را محاسبه مىكنى، تو را مىخوانم كه بر محمّد و دودمان محمّد درود فرستى و براى من در كارم گشايشى قرار دهى».
سپس برخاست و وارد طواف شد. با برخاستن او، ما نيز برخاستيم تا آن كه بازگشت و فراموش كرديم كه از او ياد كنيم و بگوييم او كيست و چه كس است، تا فردا همان وقت كه باز از طواف به سوى ما بيرون آمد و ما نيز مانند ديروز برايش برخاستيم و او در جاى خود راحت نشست و نگاهى به راست و چپ كرد و گفت: آيا مىدانيد اميرالمؤمنين عليه السلام پس از نمازش چه مىگفت؟
گفتيم: چه مىگفت؟ گفت: چنين مىگفت:
«صداها به سوى تو بلند است و دعاها به سوى توست و چهرهها براى تو در خشوع و گردنها براى تو فرو افتاده و داورى در كارها با توست. اى بهترين درخواست شده و اى بهترين بخشنده، اى راستگو، اى آفريدگار، اى آن كه خلف وعده نمىكنى، اى آن كه به دعا فرمان و اجابت را وعده دادى. اى آن كه گفت:
«مرا بخوانيد تا جوابتان گويم» اى آن كه گفت: «هرگاه بندگانم از تو درباره من پرسند، بىگمان من نزديكم، دعاى دعاكننده را هرگاه كه مرا بخواند، پاسخ مىدهم، پس مرا اجابت كنند و به من ايمان آورند، باشد كه راه يابند.» اى آن كه گفت: «اى بندگان من كه بر خودتان اسراف كردهايد، از رحمت خدا نوميد نشويد»؛ به فرمانم و پذيرايم، اينك اين منم، اسرافكارى در برابرت و تويى گوينده اين سخن كه «از رحمت خدا نوميد نشويد، خداوند همه گناهان را مىآمرزد، او آمرزنده مهربان است».
آن گاه پس از اين دعا به راست و چپ نگريست و گفت: آيا مىدانيد اميرالمؤمنين عليه السلام در سجده شكر چه مىگفت؟
گفتيم: چه مىگفت؟ گفت: چنين مىگفت:
«اى آن كه اصرار مصرّان، او را جز جود و كرم نمىافزايد و درخواست و دعاى فراوان جز وسعت و عطا، اى آن كه گنجينههايش بىپايان است، اى آن كه گنجينههاى آسمانها و زمين از آنِ اوست، اى آن كه گنجينههاى آنچه ريز