چشم تماشا (ترجمه نزهة الناظر و تنبيه الخاطر) - الحُلواني، حسين بن نصر؛ مترجم عبدالهادي مسعودي - الصفحة ١٣٥ - برآوردن نيازهاى مؤمن
٢٤٦-- ١٨. بر هر چه از حقّ بر گردنت مىآيد، پايدارى و شكيبايى كن و از هر چه دوست دارى و هواى نفست بدان مىخواند، خود را باز دار.
٢٤٧-- ١٩. ابان بن تغلب: امام شهيد- درود خدا بر او باد- گفت: هر كس ما را دوست بدارد، از ما أهل بيت است. گفتم: از شما أهل بيت؟! گفت: از ما أهل بيت، تا سه مرتبه آن را گفت و سپس فرمود: آيا گفته آن بنده شايسته خدا (ابراهيم عليه السلام) را نشنيدهاى؟ «هر كس از من پيروى كند، از من است.»
٢٤٨-- ٢٠. گفته شده است كه منذر بن جارود از كنار امام حسين عليه السلام گذشت و به ايشان گفت: خدا مرا فدايت كند اى زاده پيامبر خدا، در چه حالى هستيد؟
امام فرمود: ما در حالتى هستيم كه عرب بر غير عرب مىبالد كه محمّد صلى الله عليه و آله از آنهاست و غير عرب هم بدان گردن نهاده است و قريش فضيلت ما را مىفهمد و به روى خود نمىآورد!!؟ و از جمله بليّههاى اين امّت است كه اگر آنان را فرا بخوانيم، ما را اجابت نمىكنند و اگر آنان را واگذاريم، به وسيله غير ما هدايت نمىيابند.
و در روايتى ديگر آمده است كه او [منذر بن جارود] از كنار امام حسين عليه السلام خشمگينانه گذشت، امام فرمود: نمىدانيم چرا مردم از ما ناراحتند. ما بيت رحمت و درخت نبوّت و معدن علم هستيم.
٢٤٩-- ٢١. يكى از ياران امام حسين عليه السلام ايشان را با گروهى مهمان كرد، همه خوردند به جز امام حسين عليه السلام. به ايشان گفته شد: چرا نمىخورى؟ گفت: من روزه دارم اما مرا با تحفه روزه دار پذيرايى كنيد. گفته شد: تحفه روزه دار چيست؟ گفت: روغن (مو و پوست) و بوى خوش.
٢٥٠-- ٢٢. چون امام حسين عزم سفر عراق كرد به سخن ايستاد و گفت: خداى را سپاس كه هر چه بخواهد [مى شود] و قدرتى جز (متكى) به خدا نيست و خدا بر پيامبر و خاندانش درود و سلام فرستد.
مرگ [زيبنده] آدميزاد است، چونان گردن بند بر گردن دختركان، و شيفته ديدار گذشتگانم هستم، همچون اشتياق يعقوب به يوسف، و قتلگاهى براى من گزيده و تقدير شده كه آن را خواهم ديد.