لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦١ - ١- وارث علم الهِی و علم امامت
القضات مأمون عبّاسِی نِیز دلِیل روشنِی از دانش فراوان آن امام است.[١] بنابر برخِی منابع شِیعه، علت وقوعِ ِیکِی از اِین مناظرات، اعتراض سران عباسِی به پِیشنهاد ازدواج امام با اُمّ الفضل از سوِی مأمون بود. مأمون براِی اثبات درستِی تصمِیم خوِیش، به آنان پِیشنهاد کرد تا محمد بن علِی علِیهما السلام را بِیازماِیند. آنان پذِیرفتند و براِی آزمودن آن حضرت، جلسه مناظرهاِی ترتِیب دادند.
وقتِی جلسه تشکِیل شد، ِیحِیى بن اكثم رو به مأمون كرد و گفت: اِی امِیر المؤمنِین! اذن مِیدهِی از ابو جعفر پرسش كنم؟ مأمون گفت: از خود او اذن بگِیر. پس ِیحِیى بن اكثم رو بدان حضرت كرد و گفت: قربانت گردم! مرا مأذون مِیفرماِیِید مسألهاِی بپرسم؟ حضرت فرمودند: بپرس. گفت: قربانت گردم! درباره شخصِی كه در حال إحرام، شكارِی را بكُشد چه مِیفرماِیِید؟
حضرت فرمود: «قَتَلَهُ فِِی حِلٍّ أَوْ حَرَمٍ؟ عَالِماً كَانَ الْمُحْرِمُ أَوْ جَاهِلاً؟ قَتَلَهُ عَمْداً أَوْ خَطَأً؟ حُرّاً كَانَ الْمُحْرِمُ أَوْ عَبْداً؟ صَغِِیراً كَانَ أَوْ كَبِِیراً؟ مُبْتَدِئاً بِالْقَتْلِ أَوْ
→ دستگاه قضا در شهر بصره منصوب، سپس قاضِی القضاة بغداد و ترفِیع مقام گرفت، (الإرشاد، ج٢، ص٢٨٣). او در محله ربذه از توابع مدِینه در سال ٢٤٢ه .ق از دنِیا رفت، (مِیزان الإعتدال، ج٤، ص٣٦١).
[١] رواِیت شده كه معتصم (خلِیفه عباسِی) از محمد بن علِی علِیهما السلام درباره برِیدن دست سارق پرسش نمود كه از كجا باِید دستش را قطع كنند؟ حضرت فرمود: باِید از آخرِین بند انگشتان قطع كنند و كف دست را باقِی بگذارند. معتصم پرسِید: دلِیل بر اِین معنا چِیست؟ فرمود: كلام رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله است كه فرمود: سجده باِید بر هفت موضع بدن واقع شود: پِیشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو انگشت پا، پس اگر دست دزد را از مچ و ِیا از آرنج قطع كنند، دستى باقِی نمِیماند تا با آن سجده كند، خداِی تعالى هم فرموده: (أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ) و منظورش از مساجد، همان عضوهاِی هفتگانهاِی است كه بر آن سجده مِیشود و معناِی جمله (فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً) هم همِین است كه چِیزِی كه خاص خدا است نباِید قطع شود، (المِیزان، ج٥، ص٣٣٥؛ بحار الأنوار، ج٥٠، ص٧٥ - ٧٨؛ وسائل الشِیعة، ج٢٨، ص٢٥٢).