لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٦٧ - شفاعت
...............................
→ که جوامع کنونِی بشر به شدّت از آن رنج مِیبرد. باِید در جواب به آنان گفت که در اِین باره سوء تفسِیر و سوء درِیافت شده است، چونکه: اولاً معناِی شفاعت اِین نِیست که شما بِیان کردِید؛ بلکه معناِی آن اِین است که دو چِیز متجانس در کنار هم واقع شده و هِیئتِی ترتِیب بدهد تا بدِین وسِیله مشکل را از سر راه بردارد؛ مثلاً دو لنگه کفش با همراهِی خود، هستهاِی ترتِیب مِیدهند تا مشکلِی که با بودنِ ِیک لنگه پدِید آمده بود، آن را از سر راه بردارند و به مقصد برسند و ممکن است در بعضِی موارد از نظر اصول کارشناسِی ِیک لنگه بودن هم براِی رفع مشکل کفاِیت مِیکند، پس همِین کافِی است؛ مثلاً در نماز شب ِیک دو رکعتِی دارِیم به نام «شَفع» که از ماده شفاعت است و ِیک رکعت دِیگر به نام «وتر» بر همِین معناست. ثانياً در مورد شفاعت، ِیک زمِینهاِی هر چند ضعِیف، براِی استحقاق شفاعت در مستشفِع باِید باشد؛ مثلاً لامپهاِیِی که زمِینه روشناِیِی ضعِیف را دارند، ولِی با اتصال به ترانس، روشناِیِی آن به چند برابر افزوده مِیشود. اما لامپِی که سوخته باشد، قوِیترِین ترانسها هم در روشناِیِی و ازدِیاد نور آن اثرِی ندارد و ِیا در بازارِ روز، کود شِیمِیاِیِی و تقوِیتِی، بکارگِیرِی آن در مورد نباتاتِی که استعداد روِیش ضعِیفِی دارند، به آن نِیرو و رشد اضافِی مِیدهد تا بهتر و برتر باروَر شود؛ اما در کنار آنها سنگرِیزه و خاکهاِی فاقد استعداد روِیش را هِیچگونه رشد و نموِّی نمِیبخشد.
به عبارت ديگر شفاعت در صورتِی به درد مِیخورد که مِیان شفِیع و مستشفَعله نوعِی ولو ضعِیف، سنخِیتِی وجود داشته باشد و اگر کوچکترِین رابطهاِی نباشد اصولاً شفاعت محقق نمِیشود، کما اِینکه کود شِیمِیاِیِی به آن سنگرِیزهها و خاکهاِی فاقد استعداد هِیچ اثرِی نمِیبخشد.
مسئله توسّل هم بدِین منوال تجزِیه و تحلِیل مِیشود؛ به اِین صورت که نقّاش عالم خلقت، نقشه کائنات را به گونهاِی طرح کرده است که در عالَم کون، همه موجودات وامدار ِیکدِیگرند و به همدِیگر متوسّل مِیشوند؛ مثلاً خاک بدون آب، ِیک شِیء بِیرمق و بِیخاصِیت و بِیجاذبه است، کما اِینکه آب هم بدون خاک، ِیک شِیء بِیرنگ و بو و بدون نقش و نگار بِیشتر نِیست. اما وقتِی که خاک متوسّل مِیشود به آب، آن موقع باغها و گلستانها و نباتات خوشرنگ و خوشبو و معطّر در صحنه عالم خلقت پدِید مِیآِید. پس ملاحظه مِیفرماِیِید که در نقشه موجودات آفرِینش، مسئله توسّل ِیک مسئله حِیاتبخش و روحافزا و پرجاذبه است.
مسئله توبه هم بِیارتباط با اِین مطلب نِیست که باِید رابطهاِی هر چند ضعِیف، بِین شخص تائب و خداوند متعال باشد تا توبهاش مورد قبول واقع شود؛ اما اگر هِیچ ارتباطِی بِین توبه کننده و حضرت←