لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ١٣٨ - مراد از عفرِیت مستکبِر
شخصِی است که از زهد و بىرغبتى او به دنِیا صحبت مِیکردِید، اکنون دِیدِید که اِین طاِیفه نِیز دنبال مقام هستند و با ظاهر فرِیبنده خود، مردم را شِیفته خود نموده بودند!
مأمون وقتِی دِید در اِینجا نِیز تِیرش به سنگ خورد، فضل بن سهل[١] آن دانشمند نامدار دربار خلافت را مأمور کرد که صاحبان ادِیان و ارباب مذاهب و مکاتب را از همه بلاد و کشورهاِی مختلف دنِیا جمع کند تا مناظرهاِی بِین علِی بن موسِی علِیهما السلام و آنها تشکِیل دهد و خواست از اِین طرِیق، شکست مفتضحانه خود را در اقامه نماز عِید فطر جبران کند.
طبق نقل توارِیخ، فضل بن سهل از رؤسا و رهبران تمام ادِیان و ارباب مذاهب و مکاتب، از سراسر جهان دعوت به عمل آورد که از جمله آنها:
١ - جاثَلِیق[٢] که بزرگ مسِیحِیان بود.
[١] فضل بن سهل، در سال ١٥٤(ه . ق) در سرخس به دنِیا آمد. وِی در آغاز کار تصدِّی دخل و خرج و پِیشکارِی ِیحِیِی بن خالد را به عهده داشت و پدرش سهل از زرتشتِیانِی بود که در زمان هارون الرشِید به وسِیله حسِین بن خالد مسلمان شد. (المنتظم فِی التارِیخ الامم، ج١٠، ص١١٠؛ تارِیخ الإسلام (ذهبِی)، ج١٢، ص٤٢؛ ابن طقطقِی، الفخرِی فى الآداب السلطانِیة، ص٣٠٦). فضل خود نِیز به دست ِیحِیِی و به رواِیتِی به دست مأمون در سال ١٩٠(ه . ق) اسلام آورد. (تارِیخ طبرِی، ج١٢، ص٥٣٤٠). وِی در دربار مأمون عباسِی به مقام وزارت و رِیاست سپاه و رِیاست دِیوان امور مالِی را هم به عهده داشت، به همِین دلِیل به او ذوالرياستين لقب داده بودند. او در ِیک زمان کارهاِی کشورِی و لشکرِی مأمون را در اختِیار داشت و تمام عزل و نصبها به امر او انجام مِیگرفت. فضل و پدرش در زمِینه نجوم و بلاغت نِیز تبحر داشتند و همچنِین گاهِی شعر مِیسرودند، (الفخرِی فى الآداب السلطانِیة و الدول الاسلامِیة، ص٢١٨).
[٢] جاثليق به کسر ثاء و لام ِیا به فتح ثاء، لفظِی ِیونانِی به معناِی رئِیس اسقفها و پِیشواِی عِیسوِیها است و لقبِی است که به علماِی بزرگ مسِیحِیان داده مِیشود و نام شخصِی خاص نِیست. به احتمال زِیاد معرّب کلمه «کاتولِیک» باشد، (ر.ک: لغتنامه دهخدا، ذِیل واژه جاثلِیق).