لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٢٣ - «معناِی صحِیفه»
كتابت دارد، «صحِیفه» مِیگوِیند.[١]
در کتاب «التحقيق في کلمات القرآن الکريم» از زمخشرِی چنِین نقل شده است که «صحِیفه» به قطعهاِی از پوست ِیا كاغذ مِیگوِیند كه در آن چِیزِی مِینوِیسند و به کسِی که نوِیسنده و روزنامهنگار است «صحفِی» مِیگوِیند؛ چنانكه فردِی که منتسب به مذهبى باشد را با اِین وزن منسوب مِیسازند (مانند حنفِی، مالكِی، شِیعِی) و جمع صحِیفه، صُحُف بوده و «صحائف» نِیز جمع الجمع مِیباشد.[٢]
مصحف را به اِین دلِیل مصحف مِیگوِیند كه جامع اوراق و صفحههاِیى است كه در مِیان دو جلد در آن چِیزِی مِینوِیسند. خلِیل بن احمد فراهِیدِی در کتاب العِین چنِین مِینوِیسد: «مصحف را بدان جهت مصحف مِیگوِیند كه جامع نوشتههاِی مِیان دو جلد است».[٣] معمولاً مصحف از چند صحِیفه و صُحف تشكِیل مِیگردد.[٤]
محمد طرِیحِی در مجمع البحرين در تعرِیف «صحِیفه» مِیگوِید: «الصَّحِِیفَةُ: قَصعة ...»؛ ِیعنِی به معناِی ظرف ِیا صفحه ِیا قَدَح بزرگِی است که در آن غذا خورده مِیشود».[٥] بنابراِین رِیشه صحِیفه و مصحف در لغت، باز بودن (اِنبساط)، فضا داشتن (تسطح) در قسمتى از اشِیاء است؛ خواه اِین شِیء فلز باشد ِیا پوست ِیا كاغذ. البته به شرط اِینكه براِی كتابت باشد ِیا
[١] معجم مقاِیِیس اللغة (أحمد بن فارس)، ج٣، ص٣٣٤.
[٢] التحقِیق فِی كلمات القرآن الكرِیم (حسن مصطفوِی)، ج٦، ص١٩٦.
[٣] كتاب العِین (خلِیل بن أحمد فراهِیدِی)، ج٣، ص١٢٠.
[٤] الصحاح، تاج اللغة و صحاح العربِیة، ج٤، ص١٣٨٤.
[٥] مجمع البحرِین (فخر الدِین بن محمد طرِیحِی)، ج٥، ص٧٨.