لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٧٥ - ٢- حدّ سپاس نعمتهاِی خدا
قابل شمارش نِیست، بجا بِیاور و با ناسپاسِی آنها را انکار مکن!
فخر الدِین طرِیحِی در مجمع البحرين درباره «شکر» مِیگوِید: «شَكَرْتُ اللَّهَ: اعترفت بنعمته و فعلت ما ِیجب من فعل الطاعة و ترك المعصِیة»؛[١] شکر خدا ِیعنِی اعتراف کردن به نعمت او و انجام واجبات و ترک محرّمات. پس توجّه به نعمتهاِی خداوند، زمِینه شکر و سپاس است؛ چنانكه غفلت از آن، ماِیه کفران است؛ ِیعنِی انسان باِید در برابر نعمتهاِی حضرت حق شاکر و از انکار آنها جداً خوددارِی کند و بر طبق مضمون آِیه (وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها)،[٢] حالا که نمِیتوانِیم از عهده شمارش نعمتهاِی پاِیانناپذِیر او بر بِیاِیِیم، لاأقل آنها را انکار نکنِیم و ناسپاس نباشِیم، چراکه مِیدانِیم بد مردمِی هستند کسانِی که (ِیعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ ِینْكِرُونَها)؛[٣] «نعمت خدا را دانسته و شناختهاند، باز انكار مِیكنند». جُرم اِینان از آن نظر که در برابر نعمتهاِی خدا طغِیان کردهاند، بِیش از جاهلان و ناسپاسان است، چه آنکه نعمتهاِی او را منکر شدهاند.
بنابراِین «شکر» منوط به شناخت و معرفت نعمت است و شناخت هر چه عمِیقتر و دقِیقتر باشد، اقتضاِی شکر و سپاس بالاترِی را دارد.
ماده «شکر» در آِیاتِی از قرآن، از جمله (فَاذْكُرُونِِی أَذْكُرْكُمْ وَ اشْكُرُوا لِِی وَ لَا تَكْفُرُونِ)[٤] ِیا (لِِیبْلُوَنِِی أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ)،[٥] در برابر کفر آمده است، زِیرا از
[١] مجمع البحرِین (فخر الدِین بن محمد طرِیحِی)، ج٣، ص٣٥٤.
[٢] سوره نحل، آِیه١٨: «و اگر بخواهِید كه نعمتهاِی خدا را شماره كنِید هرگز نتوانِید»!
[٣] سوره نحل، آِیه٨٣.
[٤] سوره بقره، آِیه١٥٢. «پس مرا ِیاد كنِید تا شما را ِیاد كنم و شكر نعمت من به جاِی آرِید و كفران نعمت من نكنِید».
[٥] سوره نمل، آِیه٤٠. «تا مرا بِیازماِید كه (نعمتش را) شكر مِیگوِیم ِیا كفران مِیكنم».