لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٨٠ - عدل الهِی
الذُّنُوبَ»؛[١] اِی هشام! عقلا و خردمندان كسانى هستند كه از مباحات دنِیا هم چشمپوشِی مِیكنند، چه رسد به گناهان؛ ِیعنى از چِیزهاِیِی كه حتى انجامش گناهِی ندارد و مباح است، صَرفنظر مِیكنند که اِیشان «فضول» را به معنِی مباحات گرفته است.[٢]
عدل الهِی
«عدل» در لغت به معناِی برابرِی و مساوات بِین دو چِیز، بدون کم و زِیاد است؛ راغب در مفردات مِیگوِید: «إنّ العَدْلَ هو المساواة فِی المكافأة إن خِیراً فخِیر و إن شرّاً فشرّ»؛[٣] عدل ِیعنِی مساوات در پاداش و تلافى كردن؛ اگر عملِی خِیر بود، عدالت با تلافى به خِیر است و اگر عملِی شرّ بود، عدالت با تقابل به شر و بدِی است.
در قرآن کرِیم به اِین معنا اشاره شده است: (إِذا حَكَمْتُمْ بَِیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ)؛[٤] «چون حاكم بِین مردم شوِید، به عدالت داورِی كنِید»؛ ِیعنِی مساوات را رعاِیت کنِید و از انحراف و شدّت و ضعف، دور باشِید.
همچنِین در حدِیث شرِیفِی از حضرت علِی علِیه السلام عدل اِینگونه تعرِیف شده است: «الْعَدْلُ ِیضَعُ الْأُمُورَ مَوَاضِعَهَا»؛[٥] عدل همه امور را در مجراِی صحِیحش قرار مِیدهد.
در برخِی از احادِیث، «عدل» در مقابل مفهوم «قِسط» واقع شده؛ مانند
[١] الكافِی (ط - الإسلامِیة)، ج١، ص١٧.
[٢] مجمع البحرِین (فخر الدِین بن محمد طرِیحِی)، ج٥، ص٤٤٢.
[٣] مفردات ألفاظ القرآن، ص٥٥٢.
[٤] سوره نساء، آِیه٥٨.
[٥] نهج البلاغه (للصبحِی صالح)، حکمت٤٣٧، ص٥٥٣.