لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٥٥ - متن لوح شرِیف فاطمه زهراء علِیها السلام
.....................................................
→١ـ محمد بن مسلم مکِّی مِیگوِید: ما در حضور جابر بن عبدالله انصارِی بودِیم که علِی بن الحسِین(زِین العابدِین٨) و محمد باقر(پسرش٧) هم که در سنِین کودکِی بود به همراه اوبه مجلس جابر وارد شدند. حضرت علِی بن حسِین علِیهما السلام خطاب به فرزندش - و با دست خود اشاره کرد به جابر - فرمود: «قَبِّلْ رَأْسَ عَمِّكَ»؛ سرِ عموِیت را ببوس! محمد علِیه السلام نزدِیک جابر آمد و سر او را بوسِید. جابر از آن نظر که نابِینا و نمِیدِید، گفت: اِین کودک کِیست؟ علِی بن حسِین علِیهما السلام فرمود: «هَذَا ابْنِي مُحَمَّدٌ»؛ اِین پسر من محمد علِیه السلام است. جابر او را به سِینهاش چسبانِید و عرض کرد: اِی محمد! محمد رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله به تو سلام فرستاد. در کتاب إختصاص آمده است که جابر از محمد علِیه السلام درخواست کرد تا در روز قِیامت براِی او شفاعت کند. محمد علِیه السلام در پاسخ فرمود: «أَفْعَلُ ذَلِكَ يَا جَابِرُ»؛ اِی جابر! اِین را بجا خواهم آورد، (کشف الغمّة فِی معرفة الأئمة، ط - القدِیمة، ج٢، ص١١٩؛ سفِینة البحار، ج١، ص٥٣٤؛ الإختصاص، ص٦٢؛ بحار الأنوار، ط - بِیروت، ج٤٦، ص٢٢٨).
٢ـ در امالِی شِیخ طوسِی از حضرت امام جعفر بن محمد علِیهما السلام او هم از پدرش امام باقر علِیه السلام نقل مِیکند که فرمود: ما بر جابر بن عبد الله انصارِی داخل شدِیم, زمانِی که به آنجا رسِیدِیم، گروهِی بودند که جابر از آنها سؤال مِیکرد تا اِینکه نوبت سؤال به ما رسِید [و گفت شما که هستِید؟]. «فَقُلْتُ: أَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِِیِّ بْنِ الْحُسَِیْنِ»؛ گفتم: من محمد بن علِی بن حسِین علِیهم السلام هستم. در اِین هنگام دستش را به سوِی سر من آورد و لباس روِیِین و زِیرِین را کنار زد و دستش را بر سِینه من گذاشت و گفت: آفرين به تو و خوش آمدِی اِی پسر برادرم! هر چه مِیخواهِی بپرس. من از او سؤال کردم و او در حالِی که نابِینا بود جواب مِیداد. در اِین هنگام، وقت نماز رسِید و جابر برخواست و مِلحفهاِی را به خود پِیچِید و آن به گونهاِی بود که بر دوش خود مِیافکند و از بس کوچک بود کوتاه آمد و حال آنکه قباِیش نزدِیک خودش بر ِیک چوبرختِی آوِیزان بود. «فَصَلَّي بِنَا»؛ پس با ما نماز خواند. حدِیث دنباله دارد که به ملاحظاتِی از نقل آن صرف نظر شد و طالبِین خود مراجعه کنند، (الأمالِی، للطوسِی، ص٤٠١؛ بحار الأنوار، ط - بِیروت، ج٤٦، ص٢٢٤ و٢٢٥؛ سفِینة البحار، ج١، ص٥٣٥).
سال وفات جابر
رواِیتهاِیِی درباره سال وفات جابر آمده است که هر ِیک تارِیخ متفاوتِی را بِین سالهاِی ٦٨ تا ٧٩ ذکر کردهاند و در ِیک خبر، به نقل از جمعِی از مورخان و محدّثان، از وفات جابر در سال←