لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٤٧ - متن لوح شرِیف فاطمه زهراء علِیها السلام
..................................
→ برداشتند، مجدداً دستش خودبخود روِی زخم برگشت. مرحوم آِیت الله مامقانِی پس از نقل کراماتِی از اِین مقوله، مِیگوِید: «فالرجل فِی أعلِی درجات حسن والله ولِی العلم»، (تنقِیح المقال، ج٢، رحلِی قدِیم، ص١٦٢).
بنا بر بعضِی گزارشها، پِیوند مِیان پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله و جابر بسِیار محبتآمِیز و دوستانه بود. گفته شده است که آن حضرت به وِی بشارت عمر طولانِی داده و در پاسخ به سؤال جابر، آِیهاِی نازل شد که به آيه کَلالَه (آِیه١٧٦ سوره «نساء») شهرت دارد، (طبرِی، جامع طبرِی و محمد بن طوسِی، التبِیان فِی التفسِیر القرآن، ذِیل آِیه).
شرکت جابر در جهاد
جابر از افرادِی است که در بِیشتر غَزْوَهها و سَرِِیّهها حضور داشت، («غَزوَه» در لغت به معناِی آهنگ کسِی ِیا چِیزِی کردن است و به آن دسته از جهادِی گفته مِیشود که فرماندهِی سپاه اسلام را خود پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله بر عهده داشت و شخصاً همراه سپاهِیان حركت مِیكرد و با آنان نِیز به مدِینه باز مِیگشت و «سَرِِیّه» که در لغت به معنِی نخبه لشکر مِیباشد، به نبردهاِیِی گفته مِیشود كه در آنها بخشِی از سپاه اسلام بدون حضور پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، براِی سركوبِی شورشِیان و توطئهگران از مدِینه حركت مِیكرد و فرماندهِی لشكر به عهده ِیكِی از افراد برجسته سپاه اسلام واگذار مِیشد). تعداد اِین غزوهها به اختلاف ذکر شده است. به گزارش خود جابر، از ٢٧ غزوه پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله در نوزده غزوه شرکت داشته است، (تارِیخ مدِینه دمشق، ج١١، ص٢١٩ که در آن به شرکت جابر در ١٦غزوه اشاره کرده است). جابر در برخِی از سَرِیهها نِیز حضور داشته و درباره آنها گزارش داده است.
برخِی گزارشها او را از بَدريون دانستهاند و از خود او نقل شده که در اِین واقعه آبرسان و سقّا بوده است، (غَزْوه بَدْر، نخستِین جنگ با فرماندهِی پِیامبر صلِّی الله علِیه و آله، مِیان مسلمانان و مشرکان قرِیش پس از هجرت پِیامبر به مدِینه، در هفدهم رمضان سال دوم هجرِی در منطقه بدر روِی داد. در اِین جنگ، مسلمانان علِیرغم تعداد کم، به پِیروزِی چشمگِیرِی رسِیدند و چند تن از بزرگان مشرکان کشته ِیا اسِیر شدند. مجاهدان مسلمانِی كه در اِین نبرد حضور ِیافتند، در تارِیخ اسلام از تشخص و منزلت و اعتبار اجتماعِی و دِینِی بالا برخوردار شدند و در جامعه اسلامِی به نام «بدريون» معروف شدند که نقش مهمِی در انهدام کفر و حفظ بقاِی اسلام داشتند. (تارِیخ مدِینه دمشق، ج١١، ص٢١٦ و٢١٧). ←