لوح حضرت زهرا - حسینیبیان، سیدمهدی - الصفحة ٤٩ - متن لوح شرِیف فاطمه زهراء علِیها السلام
...........................................
→ که دوست دارِی انجام بده! رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله روِی جدول خندق اِیستاد و با صداِی بلند صدا زد: «يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ وَ الْأَنْصَارِ! أَجِيبُوا جَابِراً»؛ اِی جماعت مهاجر و انصار! دعوت جابر را اجابت کنِید.
جابر مِیگوِید: من با کمال تشوِیش و اضطراب پِیش خانواده برگشتم و جرِیان را به او خبر دادم و گفتم: معلوم نِیست که ما از عهده اِین پذِیراِیِی بزرگ بر بِیاِیِیم! عِیالم گفت: به رسول خدا خبر دادِی که ما چقدر تواناِیِی پذِیراِیِی دارِیم؟ جابر گفت: آرِی! عِیالش گفت: رسول خدا آگاهتر است به آنچه که مِیفرماِید و عمل مِیکند. در اِین هنگام جابر مِیگوِید: رسول خدا به داخل آشپزخانه وارد شد و به من خطاب کرد و فرمود: هر چقدر مِیتوانِی ملاقه ملاقه به کاسهها برِیز. آنگاه خطاب به دِیگ فرمود: «أغْرِفِي وَ أَبْقِي»؛ پُر باش [و کم نکن] و به توان خود باقِی بمان! و خطاب به تنور فرمود: «أَخْرِجِي وَ أَبْقِي»؛ تا مِیتوانِی نان را بِیرون بده و در عِین حال به قوّت و توان خود باقِی بمان! سپس آن حضرت ظرف بزرگِی به قدر گنجاِیش غذاِی پنج نفر (مثل لگن و بادِیه) طلب کرد و پُر مِیکرد و به افراد مِیداد.
حضرت به جابر دستور داد: «يَا جَابِرُ! أَدْخِلْ عَلَِیَّ عَشَرَةً عَشَرَةً»؛ از اِین جماعت ده نفر ده نفر پِیش من بفرست. جابر بر طبق دستور عمل مِیکرد و همه به همِین ترتِیب آمدند و خوردند و رفتند و در ظروف آنها جز اثر انگشتان آنها چِیزِی باقِی نبود. سپس حضرت در تقسِیم گوشت بزغاله فرمود: «يَا جَابِرُ! عَلَِیَّ بِالذِّرَاعِ»؛ اِی جابر! پاچههاِی بزغاله را به من بده! من آن پاچهها را به حضرت دادم و اِیشان به جماعت حاضران مِیداد تا اِینکه من نزدِیک آن حضرت آمدم و عرض کردم: براِی ِیک بزغاله چند تا پاچه است؟ حضرت فرمودند: دو تا! عرض کردم: اِی رسول خدا! قسم به آن کسِی که تو را به حق فرستاده است، من تاکنون سه پاچه دادم، شما باز مِیفرماِیِید بده! آن حضرت فرمود: «أَمَا لَوْ سَكَتَّ يَا جَابِرُ لَأَكَلَ النَّاسُ كُلُّهُمْ مِنَ الذِّرَاعِ»؛ اگر تو سکوت مِیکردِی، همه اِین جمعِیت را پاچه مِیدادِیم. جابر در پاِیان گفت: آن جمعِیت کلان، ده نفر ده نفر آمدند و خوردند و رفتند و به خدا سوگند، باقِیمانده آن طعام به قدرِی بود که روزهاِی زِیادِی معاش ما را کفاِیت مِیکرد، (تفسِیر قمِی، ج٢، ص١٧٩؛ بحار الأنوار، ط - بِیروت، ج١٨، ص٢٤؛ سفِینة البحار، ج١، ماده جبر، ص٥٣٣).
جابر در دوره امام علِی علِیه السلام
جابر در جنگ صفِین از لشـکرِیـان امام علِی علِیه السلام بود، (اعـِیان الشِیعة، ج٤، ص٤٦؛ من لا ←