بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی
(١)
پیشگفتار
٩ ص
(٢)
مقدّمات
١١ ص
(٣)
مقدّمه اوّل بانک و بانکداری
١٣ ص
(٤)
الف تاریخچه بانکداری و هدف از تشکیل بانکها
١٤ ص
(٥)
ب تعریف بانکداری اسلامی
١٧ ص
(٦)
ج اقسام بانکها (دولتی و خصوصی و مشترک)
١٨ ص
(٧)
د انواع خدمات بانکی و فوائد سپردهگذاری در بانک
٢٠ ص
(٨)
هـ انواع سپردههای بانکی
٢٥ ص
(٩)
مقدّمه دوّم ربا و رباخواری
٣١ ص
(١٠)
الف تعریف ربا و اقسام آن
٣٢ ص
(١١)
ب تاریخچه ممنوعیت ربا و ادلّه حرمت آن
٣٤ ص
(١٢)
ج فلسفه حرمت ربا
٣٧ ص
(١٣)
دـ نمونهای از آیات و روایات درباره قرضدادن و مهلت به بدهکار
٤١ ص
(١٤)
مقدّمه سوّم شرط زیادی
٤٥ ص
(١٥)
الف اقسام شرط زیادی در قرض ربوی
٤٦ ص
(١٦)
ب تأثیر شرط زیادی در بطلان و عدم بطلان قرض و ثمره مترتب بر هر یک از دو مبنی
٥١ ص
(١٧)
مقدّمه چهارم مالکیّت
٥٣ ص
(١٨)
الف انواع مالکیّت
٥٤ ص
(١٩)
ب برّرسی مالکیّت بانکها و دولتها به عنوان شخصیت حقوقی
٥٧ ص
(٢٠)
ج اعتبار مالکیّت حکومتها در نظر عرف
٦٩ ص
(٢١)
برّرسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی
٧٣ ص
(٢٢)
بخش اوّل برّرسی حکم جوائز بانکی در ضمن قرضالحسنه
٧٥ ص
(٢٣)
بخش دوّم برّرسی حکم حوالههای بانکی
٧٩ ص
(٢٤)
بخش سوّم برّرسی حکم خریدِ دِین توسّط بانکها
٨١ ص
(٢٥)
شرائط خریدِ دِین
٨٣ ص
(٢٦)
بخش چهارم برّرسی حکم پرداخت سود به بانک در ضمن قرض
٨٥ ص
(٢٧)
جهت اوّل برّرسی شروط قرض
٨٧ ص
(٢٨)
جهت دوّم برّرسی حکم شرط زیادی در قرض طبق مبانی مختلف
٩٢ ص
(٢٩)
جهت سوّم بررسی حکم پرداخت سود بانکی به عنوان کارمزد
٩٦ ص
(٣٠)
جهت چهارم برّرسی حکم اشتراطِ قرض به شرط قرض در بانکها
١٠٠ ص
(٣١)
جهت پنجم برّرسی حکم اشتراط حقالتقدیم در قرض
١٠١ ص
(٣٢)
جهت ششم شرط زیادی در فرض تأخیر در پرداخت دین و برّرسی حکم
١٠٢ ص
(٣٣)
جهت هفتم برّرسی حکم فروش حقِّ امتیاز وام
١٠٤ ص
(٣٤)
بخش پنجم بررسی حکم پرداخت سود بانکی در ضمن معاملات شرعی
١٠٥ ص
(٣٥)
جهت اوّل پرداخت سود بانکی در ضمن عقد جعاله
١٠٦ ص
(٣٦)
جهت دوّم پرداخت سود بانکی در قالب معامله نسیه
١٠٩ ص
(٣٧)
جهت سوّم پرداخت سود بانکی در ضمن عقد مشارکت
١١١ ص
(٣٨)
جهت چهارم پرداخت سود بانکی در ضمن عقد اجاره به شرط تملیک
١١٣ ص
(٣٩)
جهت پنجم پرداخت سود بانکی در ضمن عقد استصناع «سفارش ساخت»
١١٦ ص
(٤٠)
جهت ششم پرداخت سود بانکی در ضمن بیع اقساطی
١٢٨ ص
(٤١)
جهت هفتم پرداخت سود بانکی در ضمن عقد مرابحه
١٢٩ ص
(٤٢)
جهت هشتم پرداخت سود بانکی در ضمن بیع سلف «پیش فروش»
١٣٠ ص
(٤٣)
بخش ششم بررسی حکم دریافت سود بانکی در ضمن عقود شرعی
١٣٣ ص
(٤٤)
جهت اوّل دریافت سود بانکی در ضمن عقد وکالت
١٣٤ ص
(٤٥)
جهت دوّم دریافت سود بانکی در ضمن عقد مضاربه
١٣٦ ص
(٤٦)
جهت سوّم قواعد کلّی در خروج معاملات بانکی از ربا
١٥٧ ص
(٤٧)
اصل اوّل جامعیّت دین اسلام با ذکر قواعد کلی
١٥٨ ص
(٤٨)
اصل دوّم مشروعیّت معاملات جدید به استناد اطلاقات ادلّه
١٥٩ ص
(٤٩)
اصل سوّم ممنوعیّت شرط جریمه تأخیر در ضمن قرض
١٦٠ ص
(٥٠)
اصل چهارم ممنوعیّت شرط زیادی به تمام اقسام آن در ضمن قرض
١٦٢ ص
(٥١)
اصل پنجم ممنوعیت فضل الاجیر در همه معاملات
١٦٣ ص
(٥٢)
اصل ششم ممنوعیت شرط نتیجه در معاملات
١٦٤ ص
(٥٣)
اصل هفتم رعایت شروط صحّت معاملات
١٦٥ ص
(٥٤)
بخش هفتم راهکارهای مخدوش در اصلاح دریافت یا پرداخت سود بانکی
١٦٦ ص
(٥٥)
راهکار اوّل عدم حرمت ربا در اسکناسهای رایج از باب الحاق به معدودات
١٦٧ ص
(٥٦)
راهکار دوّم پرداخت زیادی در قرض در قبال جبران تورّم اسکناس
١٧٠ ص
(٥٧)
راهکار سوّم پرداخت سود بانکی به سپردهگذاران همراه با رضایت
١٧٢ ص
(٥٨)
راهکار چهارم دریافت سود بانکی به صورت الکترونیکی نه دستی
١٧٣ ص
(٥٩)
راهکار پنجم ربایی که در آن ظلم به مقترض صادق نباشد
١٧٤ ص
(٦٠)
راهکار ششم اختصاص حرمت و ممنوعیت ربا به ربای شخصی نه دولتی
١٧٦ ص
(٦١)
تمسّک به حیل فرار از ربا
١٧٨ ص
(٦٢)
بخش هشتم چالشهای بانکداری اسلامی و راهکارهای اصلاح آنها
١٨١ ص
(٦٣)
فهرست منابع
١٨٥ ص
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص

بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی - جمعی از شاگردان استاد اشرفی شاهرودی - الصفحة ١٦٧ - راهکار اوّل عدم حرمت ربا در اسکناسهای رایج از باب الحاق به معدودات

راهکار اوّل: عدم حرمت ربا در اسکناس‌هاِی راِیج از باب الحاق به معدودات

برخِی گفته‌اند: در معدودات أخذ ربا حرمتِی ندارد حال اسکناس چون جزء معدودات است نه مکِیل و موزون «که أخذ زِیادِی در آن دو نهِی شده» درِیافت زِیادِی در مقابل اسکناس مانعِی ندارد چنان که فروش مقدارِی گردو به بِیشتر از آن مانعِی ندارد. بنابراِین اگر بانک ِیک مِیلِیون تومان به عنوان قرض درِیافت کند و بعد از مدّتِی بِیشتر از آن را به سپرده‌گذار بپردازد طبق صحِیحه زراره «لَا يَكُونُ الرِّبَا إِلَّا فِيمَا يُكَالُ أَوْ يُوزَنُ» حرمتِی ندارد:

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ علِیه‌السلام يَقُولُ لَا يَكُونُ الرِّبَا إِلَّا فِيمَا يُكَالُ أَوْ يُوزَنُ. [١]

جواب استاد آِیة الله اشرفِی مدّ ظلّه‌العالِی

زِیادِی در معامله به سه صورت انجام مِی‌پذِیرد: اوّل و دوّم زِیادِی در مکِیل و موزون و سوّم زِیادِی در معدودات «شمردني‌ها» است. اِین رواِیت ناظر به رباِی معاملِی است نه رباِی قرضِی. به اِین بِیان که در بِیع و شراء زِیادِی در مکِیل و موزون حکم ربا را دارد [٢] ولِی


١٤٥. [١] وسائل الشيعة، الشيخ الحر العاملي، ج١٨، ص١٣٣، أبواب الربا، باب٦، ح٣، ط آل البيت.

١٤٦. [٢] استفتائات آِیة الله مکارم سؤال ٧٢٤: آيا خريد و فروش اسكناس صحيح مِی‌باشد؟ در صورتِی كه جواب منفِی است آيا احكام رباِی معاملاتِی در آن جارِی است؟

١٤٧. جواب: اسكناس جزء معدودات است، و حكم ربا در خريد و فروش آن جارِی نمِی‌شود؛ ولِی در اينجا مشكل ديگرِی وجود دارد و آن اين كه در عرف عقلاً اسكناس هميشه ثمن واقع مِی‌شود و جنبه مثمن ندارد، هيچ كس در عرف بازار نمِی‌گويد: «من ده هزار تومان پول نقد را به يازده ‌هزار تومان كه يك ماه ديگر تحويل بدهِی، به شما فروختم» مگر كسانِی كه بخواهند آن را حيله فرار از ربا قرار دهند؛ يعنِی در واقع نوعِی وام ربوِی است كه نام آن را بيع مِی‌گذارد و اين گونه حيله‌ها به فتواِی ما إعتبارِی ندارد، تنها دو مورد استثنا در اين مسأله وجود دارد: الف» نخست خريد و فروش ارزهاِی مختلف كه مثلًا دلار را با اسكناس مبادله كنند، كه چنين معامله‌اِی صحيح است.ب» ديگر معامله نقدِی اسكناس‌هاِی كوچك و بزرگ، يا نو و كهنه با تفاوت مختصر به خاطر استفاده از نو‌بودن اسكناس يا حجم كم پول بزرگ در مسافرت و مانند آن؛ در غير اين دو صورت اشكال دارد. استفتاءات «مكارم»، ج‌٢، ص: ٢٣٥.

١٤٨. تحرِیر الوسِیله؛ مسأله نهم: در وام و قرض الحسنه شرط زياده جايز نيست؛ مثل اين كه مالِی را قرض دهد مشروط بر اين كه زيادتر از آنچه داده است بگيرد، و تفاوتِی نيست بين اين كه شرط به صورت صريح در قرارداد وام آمده باشد يا به صورت شرط ذهنِی، به گونه‌اِی كه قبلا گفتگوهاِی سود و بهره شده و قرارداد وام با توجه به آن انجام‌ ‌مِی‌گيرد، بِی‌آنكه صريحا سخنِی از سود هنگام قرارداد رسمِی به ميان آيد و اين همان رباِی قرضِی حرام است كه شديدا از آن نهِی شده است.و نيز فرقِی نيست بين اين كه زياده و سود عينِی باشد، مثل اين كه ده درهم بدهد «يك‌ماهه» و دوازده درهم بگيرد، يا زياده و سود عملِی باشد.

١٤٩. مثل اين كه ده درهم مِی‌دهد و بعد از يك سال همان ده درهم را پس مِی‌گيرد به شرط اين كه وام‌گيرنده لباسِی براِی او بدوزد، و يا اين كه زياده و سود از قبيل منافع باشد. «مثل اين كه وامِی به او مِی‌دهد كه بعد از مدت مقرر همان مقدار را برگرداند و شرط مِی‌كند كه منزلش را به قيمت كمتر به او اجاره دهد» و يا اين كه زيادۀ انتفاعيه باشد، مثل اين كه مقدارِی وام مِی‌دهد و بعد از مدّت، همان مقدار را مِی‌گيرد و چيزِی را به عنوان رهن از او مِی‌گيرد و شرط مِی‌كند كه در بهره‌گيرِی از رهن آزاد باشد و يا اين كه زياده وصفيه باشد، مثل اين كه درهم‌هاِی شكسته و ناقص را وام مِی‌دهد به شرط اين كه همان مقدار درهم سالم بازپس بگيرد و نيز تفاوتِی نيست در رباِی قرضِی بين اين كه جنسِی باشد كه با پيمانه و وزن آن را مِی‌فروشند يا با شمارش، مثل اين كه مقدارِی تخم مرغ يا گردو را وام دهد و بعد با زياده بازپس گيرد». تحرير الوسيله، جلد ١، كتاب القرض، مساله نهم.

١٥٠. کلام شِیخ طوسِی ره در مبسوط: رباِی معاوضِی تنها در اجناسِی است كه با وزن و پيمانه خريدوفروش مِی‌شود و در معدودات «شمردنيها» جارِی نيست؛ به همين جهت فروختن ٤ گوسفند كوچكتر، به ٣ گوسفند بزرگتر اشكالِی ندارد؛ چون گوسفند از معدودات است، ولِی در رباِی قرضِی تفاوتِی بين اين سه نيست و در هر سه ربا جارِی است. المبسوط، جلد ٢، صفحه ١٦١.