بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی - جمعی از شاگردان استاد اشرفی شاهرودی - الصفحة ٦٥ - ب برّرسی مالکیّت بانکها و دولتها به عنوان شخصیت حقوقی
آن افرادِ معِیّن، آن شهر بِیحاکم مِیشود و باِید بگوِیِیم دولت منحل شده است. ولِی اگر بگوِیِیم عنوان حاکمِیّت روِی افراد منتخب مردم رفته است، ده نفر دوّم اگر سر کار بِیاِیند آنها نِیز حاکم هستند و دولت هم به حال خود باقِی است.
اِین ِیک امر بدِیهِی است که عنوان حاکمِیّت تنها براِی افراد خاص نِیست بلکه اِین عنوان قائم به افرادِی است که توسّط مردم انتخاب مِیشوند. حکومتهاِی دنِیا همگِی چنِین هستند و فقط اشخاص تعِیِین شده در دولت اوّل حاکم نِیستند. در مالکِیّت هم مسأله از همِین قرار است که مالکِیّت براِی عنوان حقوقِی مثل فقِیر و موقوف علِیه و مطلق کسانِی ثابت است و آنان حق تصرّف و اولوِیّت در تصرّف را دارند.
اطلاق مالک به اِین عناوِین صحِیح است چنان که در آِیات شرِیفه قرآن به قرِینه لام ملکِیت همِین عناوِین به عنوان مالک شناخته شدهاند: (وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبِی...) [١] (إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ) [٢] لام در «للفقرا...» ظهور در ملکِیت دارد و نمِیتوان به قرِینه عبارت: (فِي الرِّقَابِ وَ الْغَارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ) نتِیجه گرفت که مراد اِین است که فقراء مصرف زکات هستند. بلکه آنها به مقتضاِی لامِ ملکِیت مالک هستند.
اشکال: مالکِیّتِ عناوِینِی مثل عنوان مسجد معنا ندارد از اِین جهت که شِیء غِیر ذِی شعور اهلِیّت براِی مالکِیّت را ندارد.
جواب: اگر مالکِیّت را به معناِی خاص معنا کنِیم حق با شما است لکن اگر مالکِیّت را به معناِی عام آن که مطلق تعلّق و حقّ تصرّف باشد لحاظ کنِیم شامل حق اولوِیت و تقدّم نِیز مِیشود لذا براِی عنوان مسجد هم مالکِیّت متصوّر است از اِین رو جائز نِیست مالِی که وقف مسجد خاصِی شده و اختصاص به آن پِیدا کرده منتقل به مسجد دِیگر کرد. هذا اوّلاً.
٩٤. [١] سوره انفال؛ آِیه ٤١.
٩٥. [٢] سوره توبه؛ آِیه ٦٠.