بررسی تسهیلات بانکی از منظر فقه اسلامی - جمعی از شاگردان استاد اشرفی شاهرودی - الصفحة ٦١ - ب برّرسی مالکیّت بانکها و دولتها به عنوان شخصیت حقوقی
براِی آن مالکِیّت متصوّر است. بنابراِین در اِین جهت بِین بانکهاِی دولتِی و خصوصِی و مشترک از آن دو؛ در اصل مالکِیّت فرقِی نِیست و مِیتوان براِی مالکِیّت دولت به عنوان شخصِیت حقوقِی» به اطلاقات ادلّه معاملات (أحلّ اللّهُ البِیعَ) و (أوفوا بالعقودِ) تمسّک نمود.
دلِیل چهارم: تمسّک به رواِیات جوائزِ سلطان
مالکِیّت دولتها را مِیتوان از رواِیاتِی که در جوائزِ سلطان ذکر شده نِیز استفاده نمود. رواِیات متعدّدِی وارد شده که سلاطِین در عصر امامان معصوم علِیهمالسلام هداِیاِیِی را براِی آن بزرگواران و اصحاب آنان مِیفرستادند و آنان هم مِیپذِیرفتند.
معروف است که معاوِیه هداِیاِیِی را براِی امام حسن و امام حسِین علِیهماالسلام پِیوسته از بِیتالمال مِیفرستاد. در مباحث جوائز السلطان آمده که امام علِیهالسلام به ابِیبکر حضرمِی فرمود: اگر هدِیهاِی از سلطان به تو دادند آن را بپذِیر و از اِین جهت مانعِی نِیست. از مجموع اِین رواِیات استفاده مِیشود که دولت و نِیز بانکهاِی دولتِی که سرماِیه آنها از دولت است مالک مِیشوند لذا نِیازِی نِیست حاکم شرع براِی تصرّف در آنها اجازه بدهد.[١]
نمونهاِی از رواِیات درباره جواز درِیافت جوائز سلطان
١. زياد بن ابِیسلمه مِیگويد: روزِی خدمت امام كاظم علِیهالسلام رسيدم، حضرت به من فرمود: اِی زياد! شنيدهام تو براِی هارونالرشيد كار مِیكنِی و با آنان همكارِی دارِی؟ گفتم: آرِی! حضرت فرمود: چرا؟ گفتم: من آبرومند و عيالمند هستم. براِی تأمِین مخارج زندگِی خود نِیاز دارم که براِی آنها كار كنم. امام فرمود: اِی زياد! اگر من از بلندِی بيفتم و قطعه قطعه شوم، برايم بهتر است از اِین كه عهدهدار كار ظالمان باشم يا قدمِی روِی فرش آنها بگذارم مگر بواسطه ِیکِی از امور ذِیل: الف. غمِی از دل مؤمنِی بردارم. ب. حاجتش را برآورده نماِیم.ج. قرضش را پرداخت نمايم.
اِی زياد! كمترين عقوبت خداوند براِی ياوران ستمگران آن است كه آنها را در خيمه آتش قرار مِیدهد تا از حساب اهل محشر فارغ گردد. اِی زياد! هرگاه متصدِی شغلِی براِی آنها شدِی در
٩٠. [١] درس استاد آِیت الله اشرفِی؛ جلسه ٩٦، ِیکشنبه ٢٦/١٢/١٤٠٣