منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٦٦ - الترجمة
آگاهى در گوشها و چشمها و قلبها بياد مردم مىآورند أيّام أنعام و انتقام خدا را در امّتان گذشته، و مىترسانند مردمان را بشناساندن مقام عظمت و اقتدار او.
و ايشان بمنزله راه نمايندگانند در بيابانها، هر كسى كه راه راست را پيش بگيرد مدح مىكند بسوى او راه او را، و بشارت مىدهند او را بخلاصى از هلاكت، و هر كس كه كج شود از راه راست و پيش بگيرد يمين و يسار را مذمّت مىكنند بسوى او راه او را، و مىترسانند او را از هلاكت.
پس باشند ايشان باين وصفها چراغان اين تاريكيها، و دليلان اين شبهها و بدرستى كه از براى ذكر خدا أهلى است كه فرا گرفتهاند آن را عوض از متاع دنيا، پس مشغول نساخت ايشان را نه كسب و نه مبايعه از آن ذكر مىبرند و مىگذارند با ذكر اوقات زندگانى دنيا را، و صدا مىكنند با مواعظ مانعه از محرّمات الهى در گوشهاى غافلان، و امر مىكنند بعدالت و گردن مىنهند خودشان بان، و نهى ميكنند از قبيح و باز دارند خودشان را از آن.
پس گويا كه قطع كردهاند دنيا را و رسيدهاند باخرت و حال آنكه در دنيا باشند، پس مشاهده كردهاند پشت سر دنيا را، پس گويا كه مطلع گشتهاند بر پنهانيهاى أهل برزخ درد رازى اقامت و توقف ايشان در آن، و محقق ساخته قيامت بر ايشان وعدهاى خودش را، پس برداشتند پردهاى حالات أهل برزخ و قيامت را از براى أهل دنيا باندازه كه گويا مىبينند ايشان چيزى را كه نمىبينند مردمان و مىشنوند چيزى را كه نمىشنوند مردمان.
پس مصوّر سازى ايشان را بعقل خودت در مقامهاى پسنديده ايشان، و مجلسهاى برگزيده ايشان كه شهادت گاه ملائكه مقرّبينند در حالتى كه ايشان گشوده باشند دفترهاى عملهاى خودشان را، و فارغ شده باشند از براى محاسبه نفسهاى خودشان بر هر عملى از عملهاى كوچك و بزرگ كه مأمور شده باشد بان، پس تقصير كرده باشند در آن يا نهى شده باشند از آن پس مساحله كرده باشند در آن و بار كرده باشند گرانى گناهان خودشان را بر پشتهاى خودشان، پس ناتوان باشند از بلند