لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٧٥ - فائده هشتم در اجازه است
عليه و آله، و حديث رسول اللَّه قول حق سبحانه و تعالى است.
و ابو بصير به حضرت صادق صلوات اللَّه عليه عرض نمود كه گاه هست حديث از شما مىشنوم از پدر شما روايت مىكنم يا بر عكس آيا جايز است حضرت فرمود كه مساوى است و هر دو يكسانست چون علم من و علم او يكى است و ليكن از پدرم نقل كنى بهتر است و ظاهرا وجه بهتر بودن آنست كه به صدق اقربست چون از حضرت شنيده است كه هر چه من روايت مىكنم پدرم گفته است و از جهة عصمت محال است كذب از ايشان بخلاف عكس كه از حضرت نشنيده است مگر بان وجه كه همه از يك نورند، بنا بر اين تجويز فرمودند، و اكثر محدثين كه احاديث از اين دو معصوم بسيار شنيدهاند اگر در خاطر نداشته باشند كه از كدام يك شنيدهاند مىگويند عن احدهما تا صدق او بىدغدغه باشد و صدق بسيار مشكل است و بدون تمرّد و اعتياد و مداومت و تقواى بسيار حاصل نمىشود.
چنانكه روايت نموده است عمرو بن ابى المقدام كه اول مرتبه كه بر حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه داخل شدم حضرت فرمودند كه اول صدق را ياد گيريد و بعد از آن حديث بشنويد و عبارات و أداها و مقامات سبب اختلاف معانى مىشود، و مىبايد كه همه را رعايت كنند مثلا اگر شخصى قرآن خواند و حرف فرعون را در قرآن بخواند كه أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلى كافر نمىشود چون نقل كفر او كرده است پس اگر كسى از او نقل كند كه او گفت اين عبارت را بحسب ظاهر راست گفته است، و تكفير او كرده است، و ليكن بر ناقل واجبست كه بگويد كه از زبان فرعون نقل كرد و بر مستمع لازمست كه فى الحال حكم بكفر او نكند.
چنانكه نقل كردهاند كه روزى ابو يزيد بسطامى در مقام تعجب اين آيه را مىخواند كه مخلوقى با صد هزاران احتياج به خالق چگونه جرأت چنين كلمه