لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٧٧ - غسل توبه
شمردند چنانكه در احاديث معتبره وارد شده است كه صغيره نيست با اصرار بر آن بلكه كبيره مىشود.
و ديگر ظاهر مىشود كه جاهل معذور نيست چون به اعتقاد آن شخص گناه نبود و مع هذا حضرت فرمودند كه چه حال تو بد بود اگر بر اين حال مىمردى.
ديگر علما ذكر كردهاند كه غسل توبه بعد از توبه است چون جايز نيست تأخير توبه به اجماع علما و از جمله واجبات فوريه است و ذكر كردهاند كه هر غسلى كه از جهت زمانست بعد از دخول آن زمان است و هر چه از جهت فعل است پيش از فعل است و از آن استثناء كردهاند غسل ديدن مصلوب را و غسل كشتن وزغه را و غسل تارك كسوف را اگر چه مىتوان گفت كه در آنجا غسل از جهت نماز قضاست، و هم چنين غسل توبه ظاهر حديث آنست كه بواسطه نمازيست كه بعد از آن مىكند و دو غسل سابق فى الحقيقه از براى فعل نيست بلكه به سبب فعل است.
ديگر اكثر علما ذكر كردهاند كه اگر كافر مسلمان شود سنت است او را غسل توبه كردن از جهت اين حديث و علتى كه حضرت فرمودند كه تو مداومت داشتى بر گناهى عظيم و كفر نيز از اعظم گناهانست يا باين وجه كه هر گاه بواسطه توبه بر اصرار بر صغيره غسل بايد كرد بر كباير و اعظم آنها كه شركت بطريق اولى و ظاهر حديث آنست كه در اينجا يك توبه كه عبارت از پشيمانى است اول كرد و غسل را فرمود كه بكند و نماز بكند و استغفارى ديگر بكند و از حق سبحانه و تعالى طلب نمايد قبول توبه را پس غسل از جهت اين افعالست نه از جهت توبه و فرقست ميان توبه و استغفار توبه پشيمانى است از گذشته و عزم بر آن كه ديگر نكند، و استغفار طلب آمرزش است و سؤال توبه سؤال قبول توبه است.
و محتمل است غرض حضرت صلوات اللَّه عليه اين باشد كه پشيمانى او