لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢٣ - اولين استنجاء به آب
الرّجل كان البراء بن معرور الانصارى)
صدوق مضمون اين حديث را كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه روايت كرده است كه مردم استنجا به سنگ مىكردند چون به سركه خرماى ترش شيرين است مىخوردند و مانند پشكل از ايشان جدا مىشد.
پس شخصى از انصار يعنى مسلمانان مدينه مشرفه كه نصرت حضرت سيد المرسلين ٦ كردند طعامى خورد كه آن كدو بود و شكمش روان شد و به آب استنجا كرد، پس حق سبحانه و تعالى اين آيه را فرستاد كه به درستى كه حق سبحانه و تعالى دوست مىدارد توبه كاران را و دوست مىدارد پاكيزگان را.
پس حضرت او را طلبيد و آن مرد ترسيد كه مبادا در شأن او آيه عذابى آمده باشد از جهت اين كارى كه كرده بود بىرخصت حضرت به عقل خود يا به عموماتى كه از حضرت باور رسيده بود در تطهير آب چنانكه در همين حديث هست فى استنجائه بالماء پس چون داخل شد حضرت ٦ به او فرمود كه آيا امروز كارى كرده؟ گفت بلى يا رسول اللَّه آش كدوى خوردم و شكمم روان شد و استنجا به آب كردم، پس حضرت فرمود كه گوارا باد ترا كه حق سبحانه و تعالى در مدح تو آيه فرستاده است بشارت باد ترا و آيه را خواندند كه خداى تبارك و تعالى دوست مىدارد توبه كاران را، و دوست مىدارد پاكيزهگان را پس تو اول توبهكارانى و اول پاكيزگانى. و شنيدهام كه اين مرد بر ابن معرور انصارى بود.
و اين خبر بحسب ظاهر دلالت مىكند بر آن كه حسن و قبح اشيا عقلى باشد و استنجاى غير متعدى مانند پشكل به سنگ و غيره باشد، و متعدى به آب باشد و چون اين عمل خير را از جهت رضاى الهى كرد حق سبحانه و تعالى گناهان او را آمرزيد، يا آن كه سنت حسنه گذاشت كه هر كه باين عمل كند او در ثواب