لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٥ - آداب تخلي
هم چنين در هر هضمى از چهار هضم كه در بدن مقرر ساخته است ماسكه و دافعه مقرر ساخته است و تفصيل اينها را در كتب طب ملاحظه بايد نمود.
مجملا چون اكثر بلكه همه امراض از ضعف قوت ماسكه و دافعه است و حفظ بدن باين دو قوت است و قوت اين دو قوت از حق سبحانه و تعالى است بنا بر اين چون حمد و ثناى الهى مناسب اين مقام حافظ و مؤدى بود به آن ستايش الهى فرمود و هر چند طلب نكرد حفظ آن چه ضرور است و دفع آن چه در كار است اما حمد طلب است چنانكه هر گاه پادشاهى را مدح كنند مگر رفع معنى آن طلب بخشش است هر چند به زبان نياوردند و در وقت بيرون آمدن چون اينها دفع شده بود و لازم بود شكر اين نعمتها شكر كرد و اظهار نمود كه كرا قوت و يارائى شكر چنين نعمتها هست تا شكر آن را به اظهار عجز از شكر به جا آورده باشد و اين نعمت از حيثيتهاى بسيار عظيم است يكى آن كه حفظ بدن سبب قوت عبادات و طاعاتست كه به سبب آن به مراتب عاليه مىرسد ديگر آن كه بنده با اين ضعف و بىچارگى و مخالفت الهى حق سبحانه و تعالى ترتيب او مىفرمايد در همه امرى حتى در حفظ غذا و دفع اذى پس شكر لازم است با آن كه شكر نعمت سبب مزيد نعمتست در دنيا و عقبى.
و بايد كه بدانيد كه در هر كلمه از قرآن و احاديث رموز و اشارات بسيار هست مىبايد كه از آن غافل نشوند و به بعضى از آنها اشاره مىشود و باقى را به تدبر مىتوان يافت و مىبايد دانست كه كتب احاديث مانند كتب فقها نيست كه در آنجا مكرر عيب است بلكه در احاديث مكرر مطلوب است بواسطه وجوه بسيار از جمله آنها آنست كه حضرات ائمه معصومين هر كسى را در خور استعداد او دعايى تعليم نمودهاند و مجموع را ذكر مىكنند كه اگر كسى را مقدور باشد همه را بخواند و الا آن چه مقدور باشد. و گاه باشد كه اسم اعظم الهى در دعايى باشد كه ما ندانيم با آن كه هر دعايى خاصيتى چند دارد كه ديگرى ندارد، و در هر