لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٠ - شرح واقعه مشرف شدن
يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشاءُ[١] بذل جهد خويشتن در احياء مراسم و تبيين معالم آن به نحوى نمودم كه اكنون بحمد اللَّه ناسخ جميع علوم گرديده و اكثر علماء زمان متوجه ترويج و تحصيلش گرديدهاند الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ و بسيارى از اخبار بود كه هيچ يك از علما إلى يومنا هذا پيرامون حلّش نگرديده و پرده خفا از رخش نكشيده بودند و حلّ اشكال و تفصيل اجمالش از خزانه ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ[٢] نامزد اين كمترين گم نام گرديده بود و چون جريان عين الحيوان زندگانى به اوايل خيابان عشر هفتم رسيده ضعف و ناتوانى بر اكثر قواى بدنيه مستولى گرديده بود بر انديشيدم كه مبادا بعد از انقضاء حيات مستعار خورشيد اين علم حقايق انوار در سحاب جهل مستور، و بر مثال سابق متروك و مهجور گردد بنا بر اين متوجه شرح اخبار و كشف استار از وجوه آثار آل اطهار سلام اللَّه عليهم گرديده كتاب مستطاب «من لا يحضره الفقيه» را كه از سواد ليالى متنش صبح صادق حقايق لامع است، و از بياض صبح حاشيهاش خورشيد معارف لامع و از ميان كتب حديث به اجتماع كثرت فوايد و حسن اختصار ممتاز است عنوان ساختم و اكثر احاديث اخبار مشكله كتب ديگر را به تقريبات مذكور ساخته در غايت وضوح مشروح گردانيدم، و بحمد اللَّه به مساعدت توفيقات يزدانى و اقبال حضرت صاحبقرانى بر وجه كمال به اتمام رسيده مقبول طبايع خواص و عوام گرديد.
و چون امرى است مقرر كه نهال هنر هر چند برومند باشد بىآفتاب مكرمت سپهر اقتدارى، و بىسحاب مرحمت شهريار كامكارى سر به اوج رفعت نمىسايد و شهرت تمام و قبول كافه أنا مرا نمىشايد و شهرتش موجب ازدياد
[١] آية: ٣٥ النور.
[٢] آيه: ٤ الجمعة.