لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٣ - فائده هفتم در بيان اختلاف أخبار و جمع ميان اينهاست
سيم شخصى است كه از رسول خدا ٦ حكمى را شنيده است كه آن حضرت بان امر كرده است بعد از آن حضرت از آن نهى نمود.
و حكم اول منسوخ شده و او نمىداند، يا حضرت اوّلا نهى فرموده و ديگر امر فرمود و او مطلع نيست بر حكم ثانى، پس اين شخص منسوخ را دارد و به آن عمل مىكند، و از ناسخ خبر ندارد، و اگر مىدانست كه اين حكم منسوخ است هر آينه ترك آن مىنمود، و اگر مسلمانان مىدانستند كه اين حكم منسوخ است به آن عمل نمىكردند.
چهارم كسى است كه دروغ بر حضرت رسول خدا نه [٦] نه بسته است هرگز و دشمن كذبست از ترس حق سبحانه و تعالى و بواسطه زياد تعظيم حضرت سيّد المرسلين ٦، و فراموش نكرده است، بلكه هر چه را شنيده است به عنوانى كه شنيده است حفظ كرده است و چنانكه شنيده است نقل مىكند، و زياد و كم نمىكند، و ناسخ و منسوخ را مىداند و به ناسخ عمل مىكند و منسوخ را ترك مىكند، پس به درستى هم چنان كه در قرآن ناسخ و منسوخ هست در اوامر آن حضرت نيز هست، و هم چنين عام و خاص و محكم و متشابه در هر دو هست، و بسيار بود كه سخن آن حضرت دو وجه داشت، و ايشان همه نمىفهميدند و كلام عام بود و كلام خاص بوده، و همه اين حالت نداشتند كه بدانند كه چگونه جمع بايد كرد، و حال آن كه حق سبحانه و تعالى فرموده بود كه وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا[١] يعنى هر چه را پيغمبر به شما آورد از اوامر به آن عمل كنيد و هر چه شما از آن نهى كند شما خود را از آن باز داريد، پس امر آن حضرت نيز مثل قرآن واجب الاتباع بود، و هر چه در قرآنست از ناسخ و منسوخ و عام و خاص در كلام آن حضرت
[١] آيه ٧- الحشر.