لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٤٧ - آيات
فرموده است كه مراد الهى آن مقدار است كه ابهام و وسطى برو بگردد و اگر از ظاهر قرآن در مىآمد حضرت مىفرمودند و ائمه هدى از بطن قرآن همه چيز را مىدانند، اما اگر كسى چند رو داشته باشد همه را مىشويد بنا بر قول همه اگر اصلى و زايد از هم جدا نباشد، و اگر ممتاز باشد بعضى گفتهاند كه اصلى را مىشويد، و بعضى گفتهاند همه را بواسطه ظاهر آيه كه بلفظ جمع آورده است.
و محتملست كه جمعيت آيه اشاره باشد به آن كه با روى بدن روى دل را بشوييد به توبه و انابت از معاصى، و تعلقاتى كه مانعند دل را از صلاة حقيقى كه حق سبحانه و تعالى فرموده است از حال حضرت ابراهيم كه گفت: «وجّهت وجهى». و يقينيست كه در آن آيه مراد وجه قلب است. و هم چنين روى عقل را بشوييد از ادناس تفكرات باطله تا متوجه جناب اقدس الهى به گفته او شود كه:
وَ يَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ.
و روى روح را بشويند از چركينيهائى كه او را حاصل شده است از توجه او بغير معشوق حقيقى و على هذا القياس روى سر و روى خفى، و روى اخفى را بشويند از غير او، و لهذا سيد العارفين، و قبلة الواصلين و امام المحبين، و مقتدى المصطفين على بن الحسين زين العابدين در حالت وضو متغير مىشدند به مرتبه كه اصحاب خوف فجأه داشتند و از آن حضرت سبب آن را سؤال مىنمودند حضرت مىفرمودند كه نمىدانيد كه به عبادت كه مشغول مىبايد شد و با كه گفتگو مىبايد كرد.
و هم چنين منقول است كه خطاب به حضرت عيسى صلى اللَّه عليه رسيد كه يا عيسى ظاهرت را از براى بندگى من بشوى، و باطنت از براى عبادت من از همه كدورات باطنيه پاك كن و خواهد آمد، و هم چنين باقى اعضاى ظاهر و باطن هر يك شستنى خاص دارد، و ممكنست جمعيت اشاره به آنها باشد.
«وَ أَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرافِقِ» و بشوييد دستهاى خود را تا مرفق. اكثر