لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٩ - خطبة المؤلف
و آن كه رعايت اصطلاح متأخرين كردهايم از آن جهت است كه چون اكثر فضلا به طريقه ايشان مأنوس شدهاند موجب تنفر ايشان نشود، با آن كه در وقت معارضه احاديث بواسطه ترجيح به اصحيّت فايده دارد، چنانكه در مقبوله عمر بن حنظله گذشت. و هر كه تتبع كند خواهد دانستن آن چه را ذكر كردهام، بلكه ظاهر مىشود از بسيار جا كه ابن بابويه حديث غير صحيح را در هيچ كتابى از كتابهاى خود نقل نكرده است، چنانكه در كتاب عيون اخبار الرضا حديثى نقل مىكند در جميع بين الاخبار، بعد از آن ذكر مىكند كه در سند اين حديث محمد بن عبد اللَّه مسمعى هست، و شيخ ما محمد بن الحسن بن الوليد به او بىاعتقاد بود، و من از اين جهت اين حديث را نقل كردم در اين كتاب كه من اين حديث را بر شيخ خواندم در كتاب رحمة سعد بن عبد اللَّه، شيخ تقرير نمودند به واسطه آن كه به سندهاى ديگر به شيخ رسيده بود، بنا بر اين من نقل نمودم، و اگر نه هر چه شيخ ما به آن اعتقاد ندارد من آن را ذكر نمىكنم، و گمان ما آنست كه شيخ او بسيار از حد در رفته است در دقت رجال، مع هذا هر گاه اين مقدار دقّت نموده باشند، دقّت ما بعد ايشان بىوجه است.
و شيخ الطائفه نقل كرده است كه صدوق نقد رجال و حديث به مرتبه كرده است كه فوق آن متصور نيست، و هم چنين محمد بن يعقوب كلينى تا آن كه كلينى كافى را در عرض بيست سال تصنيف نمود، كه مىخواست كه هر خبرى كه در آنجا نقل كند علم داشته باشد كه از معصوم است، و بسيار است كه كلينى خبرى را مرسلا روايت مىكند، و همان خبر را ابن بابويه يا شيخ طوسى به اسانيد صحيحه كثيره روايت كردهاند در كتب خود.
و در روضة المتقين در اكثر جاها به آن اشعار نمودهام، بلكه بسيار جاهست كه متأخرين علما حكم كردهاند كه در اين باب حديثى نيست، يا حديث صحيحى نيست باصطلاح ايشان، بنده ذكر كردهام احاديث صحيحه در آن باب