لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - خطبة المؤلف
و ليكن هيچ دغدغه نيست كه اخبارى كه اين سه عظيم شأن در اين چهار كتاب نقل كردهاند از آن كتب برداشتهاند. محمد بن بابويه كه در اينجا، و در فهرست ذكر كرده است. و شيخ الطائفه نيز در آخر تهذيب و استبصار نقل كرده است. و محمد بن يعقوب كلينى اگر چه نگفته است كه از آن كتب نقل كردهام، و ليكن از تتبع ما را جزم بلكه يقين بهم رسيده است كه از آن كتب روايت كرده است بوجوه بسيار، از آن جمله خبرى كه شيخ صدوق، و شيخ الطائفه مثلا از كتاب حسن بن محبوب، يا حسين بن سعيد روايت كردهاند به اسانيد خود به همين كتب، همان خبر را كلينى روايت نموده است بهمان سند و غير آن از ايشان بهمان متن.
و جزم داريم كه جمعى كه در سند كتابهاى ايشان ذكر كرده است مشايخ اجازه اين كتابها بودهاند كه به واسطه اتصال سند ذكر كردهاند، و چون قريب العهد و الزمان بودند به ايشان يقينا كتب آن مشايخ نزد ايشان مثل اين كتابها بوده است نزد ما، كه همه علم داشتهاند كه آن كتب از آن مشايخ بوده است. و جمعى از متأخرين اصحاب رحمهم اللَّه تعالى به واسطه عدم تتبع اين معنى را نيافته بودند حكم بضعف بسيارى از اخبار كردهاند، با آن كه محمد بن يعقوب رضى اللَّه عنه در ديباچه كافى ذكر كرده است كه اخبار كافى آثار صحيحه است از اهل البيت صلوات اللَّه عليهم. و ابن بابويه نيز حكم به صحت اين اخبار نموده است.
و جزم داريم كه صحتى كه ايشان مىگويند آنست كه يقينا معصوم فرمودهاند، و صحت نزد متأخرين اين معنى دارد كه راويان ثقه و معتمدند، و گاه باشد كه ظن نيز بهم نرسد ازين خبرها باصطلاح ايشان پس معنى كلام اين دو بزرگ اينست كه يقينا اين خبرها از معصوم است كه گويا ايشان از معصوم شنيدهاند. و هيچ دغدغه نيست كه حكم به صحت ايشان بهتر است از حكم به صحت متأخرين.