لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦١ - خطبة المؤلف
مقرر ساختم كه در زمين هميشه خليفه از جانب من بوده باشد، و مراد از اين آيه همين حضرت آدم نيست و بس و اين معنى نيز مناسبت دارد به آن چه بعد از اين مىگويد:
(لم تخلق عبادك لفاقة)
يعنى نيافريدى بندگان خود را از جهت احتياجى كه به ايشان داشته باشى، يعنى ما كه قائليم به حكمت قايل نيستم به استكمال، بلكه قائليم كه خداوند عالميان بىنياز است از ايشان و از عبادات ايشان، و غرض او از خلق و تكاليف محض افاضه وجود است كما قال المولوي:
|
من نكردم خلق تا سودى كنم |
بلكه تا بر بندگان جودى كنم |
|
و همين مضمون در حديث قدسى وارد شده است از طرق خاصه و عامه و بسند قوى از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه از آن حضرت پرسيدند كه چرا حق سبحانه و تعالى خلايق را آفريد؟ حضرت فرمودند: كه حق سبحانه و تعالى خلايق را عبث نيافريده است، و ايشان را مهمل نگذاشته است، بلكه ايشان را آفريده است تا ظاهر سازد قدرت خود را و تا ايشان را به عبادات مكلف سازد تا مستوجب رضاى الهى شوند و ايشان را نيافريد كه نفعى از ايشان به او رسد يا دفع مضرتى ازو بكنند، بلكه ايشان را آفريد تا نفع به ايشان رساند و ايشان را در جنت و نعيم ابدى درآورد.
(و لا كلّفتهم الّا دون الطّاقة)
يعنى اعتقاد دارم كه بندگان خود را تكليف نفرمودى به او امر و نواهى مگر كمتر از طاقت ايشان چه ظاهر است كه بندگان در شبانه روزى هزار ركعت نماز مىتوانستند كرد، و هميشه روزه مىتوانستند گرفت، و هر سال حج مىتوانستند كرد، و در شبانه روزى هفده ركعت نماز واجب گردانيد، و در سالى يك ماه روزه واجب ساخت، و در عمرى يك مرتبه حج طلب نمود وجوبا، و اينست مضمون آيه كه لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها يعنى حق سبحانه و تعالى تكليف نمىفرمايد بندگان خود را