رساله لقاء الله به ضميمه رساله لقاء الله امام خمينى - ملكى تبريزى، میرزا جواد - الصفحة ٦٧ - مقدمه مؤلف
و در حديث مهمانى گذشت كه از تجلّى حضرت حقّ تعالى چنين بيهوش مىشوند كه ابدا به هوش نيايند تا آخر حور العين شكايت مىكنند تا خداوند جليل به هوششان مىآورد.
اى عزيز! جهد كن كه ايمان به خدا و رسول و ائمّه عليهم السّلام بياورى و ثواب و عقاب و بهشت و جهنّم و قرب و بعد را مثل ملاحده اين زمان، موهوم توهّم نكنى!
حالا اينها كه عرض شد چيزهايى است كه خطور به قلب بشر مىكند، و لا خطر على قلب بشر را از اينها قياس كنى! بلى:
|
ديوانه كنى هردو جهانش بخشى |
ديوانه تو هردو جهان را چه كند؟ |
|
\*\*\*
|
از در خويش خدايا به بهشتم مفرست |
كه سر كوى تو از كون و مكان ما را بس |
|
\*\*\*
|
خاك درت بهشت من، مهر رخت سرشت من |
عشق تو سرنوشت من، راحت من رضاى تو |
|
ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا فى جنّتك، بل وجدتك أهلا للعبادة فعبدتك![١]
[١] -« مصباح الفلاح و مفتاح النّجاح» آخوند ملّا محمّد جواد صافى گلپايگانى، طبع سنگى، ص ٧٤.